علاء الدوله سمنانى

مقدمه 33

مصنفات فارسى ( فارسى )

از حقايق ثبت شده ، و رجوع‌كننده دشوار درك مىكند و غلط بسيار مىافتد ، اگر خالصا لوجه الله به تجديد ، آن نسخه را باز نويسند ثوابى عظيم باشد . بر وفق ملتمس او چون متضمن خير بود جزو اول كه در آنجا رجوع كم بود گذاشت و بواقى را باز نوشت . مىدانم كه زيادت و نقصان به الهام وقت شده باشد . من بعد هر كس كه نويسد ، بايد كه از اينجا باز نويسد و آن نسخ را كه پيش از اين نوشته بودم بر همان حال بگذارند و تغير نكنند « 47 » » . به هر حال ، اين رساله - همچنان‌كه اشاره شد - يكى از مهم‌ترين نگارشهاى فارسى شيخ علاء الدوله است ، زيرا علاوه بر انتقادات سياسى ، اجتماعى و عرفانىاى كه در رسالهء مذكور مطرح كرده ، بسيارى از يافته‌هاى فلسفى و توجيهات عرفانى خود را در زمينهء الهيات ، نبوات ، ولايات و گزارش عرفانيش را از ساعت - كه مقام ايقان و مرتبهء احسان است - در همين رساله آورده است . البته همچنان‌كه خود مؤلف اشاره دارد ، در تأليف اين رساله به مشارع كبرى - كه به عربى و از تأليفات خود او بوده - نظر داشته است « 48 » ولى در بيان الاحسان متذكر نكته‌هايى شده كه در مشارع كبرى به آنها نپرداخته است . نيز از مقايسهء بيان الاحسان با العروة لاهل الخلوة و الجلوة برمىآيد كه پاره‌اى از آراء كلامى مؤلف و يافته‌هاى الهياتى و نبواتى او در اين دو نگاشته مشترك است و چون در عروه به تفصيل بيشتر در اين زمينه‌ها قلم زده است ، مىتوان بابهاى اول و دوم عروه را مكمل ابو اب اول و دوم بيان الاحسان بشمار آورد . از رسالهء مورد بحث ، سه نسخه موجود است : يكى نسخهء شمارهء 2844 كتابخانهء سپهسالار به خط نسخ ، در دفتر ( برگهاى 270 پ - 321 پ ) كه

--> ( 47 ) . بيان الاحسان ، بند 253 ( 48 ) . در اثناى تلاوت اشارتى در رسيد كه به نوشتن آنچه موعود است مشغول شو ، و اين رساله را بيان الاحسان لاهل العرفان نام كن . بر وفق فرمان در حضور ياران عنان حسبان قلم را به دست قدرت نهاده چند حرف بر آن بياض كرد به اوميد آنكه متضمن فوائد مشارع و موايد ايمان‌افزاى باشد و اگر از غيب نوباوه‌اى بزايد بر آنها زايد هم نوشته آيد / بيان الاحسان ، بند 7