علاء الدوله سمنانى

65

مصنفات فارسى ( فارسى )

كعب و پاى را بپوشد ، شايد پوشيدن ، و ازار و ردا و نعلين شايد داشت . و اگر به ازار و ردا تن خود را بپوشد ، روا باشد . اما سر برهنه بايد داشت و اگر ازار نداشته باشد ، شلوار پوشيدن رخصت است . اما زن را نشايد روى پوشيدن ، باقى بر عادت خود جامه داشتن ، واجب بود . و اگر در محمل و مظله 39 - باشد زنان را روا باشد . 186 - محظور دوم كه بدان گوسفند كشتن واجب شود ، بوى خوش به كار داشتن است . 187 - محظور سيم موى سر ستردن و ناخن باز كردن است . به هر يكى از اين‌ها گوسفند كشتن واجب شود ، اما فصد و حجامت و موى گشادن ، چنان كه گنده نشود روا بود . اما به نزديك اين بيچاره اولى و احوط آن است كه در ميقات احرام بندد و هم در حال به فعلى از افعال احرام [ چون ] جامه پوشيدن و شانه كردن محاسن و آنچه از آن احتراز كردن ، دشوار باشد خاصه رنجور و پير و ضعيف [ را ] بشكند ، و گوسفندى بر خود واجب گرداند و از احرام بيرون آيد از آن سبب كه اگر در احرام باشد يمكن كه بر وى چند گوسفند در مدت احرام واجب شده باشد و از آن غافل ، و پندارد كه محرم بوده است و او خود مجرم بوده . پس احوط آن باشد كه در اول احرام ، احرام خود را فاسد كند و گوسفندى بر خود واجب گرداند و از محظورات ديگر فارغ شود . 188 - محظور چهارم جماع كردن است . اگر مجامعت اتفاق افتد در احرام ، شترى يا گاوى يا هفت گوسفند كشتن ، واجب شود و حج فاسد گردد و قضا واجب آيد . و اگر بعد از تحلل اتفاق افتد ، شتر كشتن واجب شود اما حج فاسد نشود . 189 - محظور پنجم مقدمات مباشرت است چون معانقه كردن و بوسه دادن ، و هرچه بدان طهارت شكسته شود چون ملامست و امثال آن ، گوسفند واجب شود و در استمنا نيز گوسفند كشتن واجب شود . و عقد و نكاح محرم را روا نبود و اگر اتفاق افتد منعقد نشود ، اما چيزى لازم نيايد . 190 - محظور ششم صيد كردن است . اگر محرم صيدى را بكشد