علاء الدوله سمنانى
64
مصنفات فارسى ( فارسى )
به حج احرام بندد و چون تمام شود اركان حج از احرام بيرون آيد و جهت عمره احرام گيرد و آنگاه عمره كند . و ميقات احرام عمره از جعرانه 37 - فاضلتر ، كه از تنعيم ، و از تنعيم فاضلتر كه از حديبيه . و اگر چه از اين هر سه جايگاه سنت است . 182 - اما صورت قران آن بود كه گويد : لبيك بحجة و عمرة ، به يكبارگى به هر دو محرم شود و اعمال حج بهجا آرد و بس ، عمره خود در وى مندرج است . چنان كه وضو در غسل مندرج است و ليكن بر قارن 38 - گوسفندى واجب شود مگر قارن از مجاوران مكه بود از آنكه ميقات ايشان مكه است . و اگر قارن پيش از وقوف به عرفات طواف و سعى كند بعد از وقوف به عرفات ، البته طواف كردن واجب بود كه طواف ركنى است كه بعد از وقوف به عرفات بود . 183 - اما صورت تمتع آن است كه چون به ميقات رسد به عمره احرام بندد تنها ، و پيش از رفتن به عرفات ، به مكه رود و طواف و سعى كند و تخلل كند و باز جهت حج به مكه احرام گيرد و به عرفات آيد و بعد از وقوف به عرفات ، اركان حج تمام كند . و بر متمتع نيز گوسفندى واجب شود چنان كه در قران واجب مىشود . و اگر گوسفند نداشته باشد به سبب فقر ، ده روز روزه دارد و سه روز بعد از عيد ، متصل يا متفرق ، و هفت روز چون با وطن رسد روزه دارد . 184 - و نوعى ديگر تمتع آن است كه احرام در شوال يا در ذوالقعده يا در نه روز ذوالحجه آرد تا حج را زحمت كرده بود يا احرام حج از ميقات افكنده بود . اگر مكى بود يا غريب ، چون به ميقات آيد يا جايى كه به مثل مسافت ميقات بود گوسفند از وى ساقط شود و اگر بيابد ، گوسفند كشتن بر وى واجب شود . 185 - و محظورات حج هم شش است : يكى در احرام جامه پوشيدن است هرچه دوخته باشد در احرام ، نشايد پوشيدن . و دستار نشايد بستن . اما اگر نعلين نداشته باشد كفش كه