علاء الدوله سمنانى

49

مصنفات فارسى ( فارسى )

بيستم غسل كرده 11 ، پيش از نماز شام در مسجد رود ، و اولى آن باشد كه در مسجد جامع باشد و جز به قضاى حاجت بيرون نيايد . و چون به قضاى حاجت بيرون آيد ، با كسى سخن نگويد و زيادت از حاجت توقف نكند . و چون باز در مسجد خواهد رفتن ، نيت را تازه كند . و مباشرت در اعتكاف روا نباشد . و خوردن و خفتن و دست شستن در مسجد روا نباشد . 125 - ديگر بداند كه هر مسلمانى مكلف كه روزه باز كند به عذرى يا بىعذرى ، قضا واجب شود . و بر حايض و مسافر و بيمار و آبستن هم واجب شود ، و بر مرتد هم قضا واجب شود ، اما بر كودك و ديوانه واجب نشود . 126 - و كفارت جز به مباشرت يا به قصد آب منى جدا كردن ، واجب نشود . و كفارت آن بود كه بنده آزاد كند يا دو ماه پيوسته روزه دارد يا شصت مسكين را طعام دهد هر مسكينى را مدى . 127 - و هر كس كه بىعذرى روزه بگشايد ، امساك در باقى روز بر وى واجب شود . و بر حايضى كه در ميانهء روز پاك شود واجب شود . و بر مسافرى كه نيمهء روز مقيم شود و بر بيمارى كه در ميانهء روز بهتر شود هم امساك واجب شود . و ليكن در روز شك ، يعنى روز سىام از شعبان ، اگر كسى گواهى دهد كه من ماه ديده‌ام بر هر كس كه چيزى خورده باشد ، باقى روز امساك واجب شود . و اگر روزه ناگشاده در شهرى رود ، اولى آن باشد كه نگشايد . و مسافر را نيز كه طاقت روزه داشتن بود ، اولى آن باشد كه روزه دارد اما اگر به سبب آنكه از گرد راه احتراز ممكن نباشد اگر در حضر چون مقيم شود بازدارد بهتر بود و به احتياط نزديكتر . و چون از جعفر صادق - رضى الله عنه - مروى است كه فرموده است : افطار در سفر اولى است و اگر روزه دارد ، باز دارد . و احتياط در باب تقوى آن باشد كه صوفى در سفر روزه دارد و چون مقيم شود ، باز دارد . 128 - و بر حامل و مرضع قضا واجب شود يا فديه به همديگر . و فديه مدى طعام بود كه به درويشان دهد . 129 - و پيرى كه از غايت ضعف روزه نتواند داشت ، بايد كه