علاء الدوله سمنانى

50

مصنفات فارسى ( فارسى )

در بدل قضا جهت هر روزى ، فديه‌اى بدهد . 130 - و هر كس كه در قضاى روزه تأخير كند تا رمضانى ديگر درآيد با وجود قضا هر روزى را فديه‌اى نيز واجب شود . 131 - و فطره دادن بر هر مسلمانى كه در شب عيد فطر زيادت از قوت خويش و عيال خويش داشته باشد كه روز عيد به كار برد غير از سرا و جامه و آنچه ما لا بد مرد است بر وى از آن طعام كه مىخورد و خورده است مقدار دو من و چهار دانگ ، يك من به من مكه ، فطره دادن واجب است . و نفقهء هركه بر وى واجب بود ، صاع او نيز در فطره دادن بر وى واجب بود چون زن و فرزند و مادر و پدر و بنده و امثال آن . 132 - تأخير فطره تا عيد بگذرد ، روا نباشد ، و اولى آن باشد كه در روز عيد ، بامداد پگاه ، پيش از بيرون [ آمدن ] به مصلى ، به مستحقان رسانيده باشد . و اگر در رمضان فطره تعجيل كرده ، داده باشد روا باشد ، به شرط آنكه گيرنده تا روز عيد درويش مانده باشد . و اگر آن درويش درگذشته باشد يا توانگر شده باشد باز فطره ببايد دادن . و بايد كه از آنچه مىخورد فطره دهد ، و بهتر از آنچه مىخورد اگر بدهد نيكوتر باشد . 133 - و امروز به مذهب امام شافعى زكات و فطره دادن چون اصناف تمام يافت نمىشود عظيم مشكل است ، اما به نزديك امام ابو حنيفه - رحمة الله عليه - آسان است . فىالجمله جهد كند تا به مستحق رساند و از شايبهء هوا و ريا دور باشد و خالصا لوجه الله تعالى به محتاجان رساند تا مقبول بود ان شاء الله تعالى . 134 - اما روزهء حقيقى آن باشد كه همهء اعضا و جوارح را از مناهى و مناكير امساك فرمايد . يعنى به چشم جز در حق ننگرد و جز به حق ننگرد و به گوش جز حق نشنود و به زبان جز حق نگويد و به دست جز حق نگيرد و به پا جز به حق نيايد و نرود و به دل جز حق نينديشد . چون بدين نمط روزه‌دار باشد از اهل خصوص گردد و مستحق جزاى خاص كه الصوم لى و انا أجزئ به 29 - شود .