گروهى از نويسندگان
نور الوحده مغربى 91
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )
هم ظاهر اشياء باشد هم باطن اشياء و جز ظاهر و باطن چيز ديگر نيست پس اشياء اشياء نباشد بلكه حق باشد و نام اشياء بر اشياء اعتبارى بود كه اين نيز عين حقست ( اى سيد ) طريق مراقبه از كلمات سابقه بوجوه مختلفه مىتوان فهميد مراقبه عبارت از ملاحظه معنى وحدتست به هرچه كه توان كرد اگر ملاحظه الفاظ و تخيل آنها واسطه تعقل معانى گردد و آن را ذكر گويند الفاظ هرچه بود خواه لا إله الّا الله خواه الله تنها و اگر بىتخيل الفاظ تعقل معانى كند مراقبه و توجه بود و وجوه او بسيار است چنانچه از كتب بزرگان معلوم توان كرد و مقصود آنست كه معنى وحدت در دل قرار گيرد و ذكر لفظ الله چنانست كه به حقيقت قلبيه بتوسط تصور مضغه صنوبريّه متوجه گشته از اين حيثيت كه اين حقيقت قلبيه مظهر حقست تخيل لفظ اللّه بكند و بر وى اطلاق نمايد ( اى سيد ) اگر به خود متوجه شوى و توانى اين وجه را درست گردانى كار بهآسانى صورت مىگيرد اى سيد بدن تو صورت و مظهر روح تو است و غير او نيست و اين هر دو صورت جسمى و روحى موهومند چون لفظ الله به خيال گوئى و به آن حقيقت كه به صورت اين دو موهوم ظاهر است متوجه گردى و دانى كه من همانم اميد است كه شهود شهادت وحدت در كثرت ميسر شود و هرچه در نظر تو آيد بايد بدانى كه صورت دارد و روحى دارد و حقيقتى دارد چه صورت ملك و ناسوت اوست و روح او ملكوت اوست و حقيقت