گروهى از نويسندگان

مرآت المحققين شبسترى 70

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )

اكنون بدانكه چون مبدا او را معلوم كردى معاد نيز معلوم شد به حكم كل شىء يرجع الى اصله شخصى كه خواهد به معاد خود عود نمايد مثلا مردى باشد پير چون منازل معاد را آغاز كند خود را پيش از پيرى داند كه كهل بوده و پيش از آن در رحم مادر بوده و پيش از آن مضغه بوده و پيش از آن علقه بوده و پيش از آن نطفه بوده و پيش از آن با حيوان غذاى پدر و مادر بوده و پيش از آن نبات بوده و پيش از آن اجزاى عناصر بوده و پيش از آن جسم مطلق بوده و پيش از آن طبيعت بوده چون سالك بدين مقامها رسيد و بيابان اجسام را طى كرد و حجب ظلمانى را رفع نمود و از هفتاد هزار حجب كه روايت كرده‌اند كه حضرت مصطفى ص فرموده كه در ميان بنده و حق است از نور و ظلمت تمامى حجب ظلمانى را مرتفع گردانيد اكنون بدانكه از عناصر اربعه موجود شده و مجرد قرائن چهار اركان مختلف جمع آمده و اين اجزا بالطبع هر جزوى دائما بكل خود مايلند و از آنست كه مردم گرسنه مىشوند و گرسنه شدن ايشان از آنست كه چون اجزا به طرف كل روا نشدند و بعضى برفتند جسم ضعيف شد و چون چيزى تناول كردند و بدل ما يتحلل « 2 » برو نرفته به قدر آن عناصر در بدن بازآمده است كه غذاى مردم نباتى خواهد بود و مردم مركبند از عناصر اربعه پس به حقيقت آن اجزا كه بدن ما را بوده

--> ( 2 ) - يتحلل حاصل شد آن ضعف نماند و هرچه بتحليل