گروهى از نويسندگان
مرآت المحققين شبسترى 71
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )
است از پنج سالگى همه بتحليل رفته است و اين اجزا كه در سن سى سالگى داريم غير آن اجزاست كه از غذاى بدل ما يتحلل شده است و روح ما همانست و همه آنچه متغير و و زوال پذيرا شد هرآينه غير باقى باشد يا متغير باشد مثال آنچنان باشد كه شخصى مثلا خرگاهى زند كه همه چوبهاى آن سرخ باشد و در هرچند روز بيايد و يك چوب سرخ را بيرون كند و چوب سفيدى بجاى آن نهد بمرور ايام چون نظر كنى خرگاه همچنان بجاى خود باشد و ليكن آن چوبها ديگر رنگ شده باشد و به حقيقت اين چوبهاى سفيد غير چوبهاى سرخ باشد و بدن ما اگرچه به ظاهر پوست و استخوان متغير نشده اما به معنى بدل ما يتحلل است كه جمع شده و آنچه سبز بوده بتحليل رفته و در اين مختصر اينقدر كافيست و در موضع خود اين مباحث خواهد شد ديگر بدانكه اين عالم ما را چون مادر مهربانست مثلا چنان كه مادر فرزند خود را مىپرورد و آن غذا كه طفل نمىتواند بخورد خود مىخورد تا در بدن او شير مىشود و لايق غذاى طفل مىگردد و آنگاه آن شير را از دو پستان بطفل مىدهد عالم نيز مادر ماست عناصر اربعه را كه نمىتوانيم خوردن مىپرورد تا لايق غذاى ما شود از راه نباتات يا حيوانات كه دو پستان عالمند بما مىخورانند و ما به حقيقت اين ساعت در بطن مادر خوديم كه عالم است