گروهى از نويسندگان
مرآت المحققين شبسترى 69
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )
كه اصل بدن مردم از خاكست آن خاك نبات شد و آن نبات غذاى حيوان شد و آن حيوان غذاى انسان و آن غذا نطفه شد و علقه و مضغه شد آنگاه عروق و عظام پيدا شد آنگاه متولد شد و بعد از تولد شدن بقا يابد يا نيابد اكنون بدان اى طالب راه حق كه از چندين هزار هزار ذرات خاك يكذره نبات بيش نشود و از چندين هزار هزار نبات از اشجار و اثمار اندكى جزو حيوان شود و از چندين هزار هزار حيوان يكى غذاى انسان شود و از چندين جزو انسان يك قطره منى شود و برحم رفته متولد شود و از چندين هزار هزار تولد يافته يكى باقى ماند و اسلام آورد و از چندين هزار مسلمان يكى طالب راه حق شود و سالك گردد و از چندين سالك يكى و اصل گردد و مقصود از جمله موجودات آن يك شخص باشد و ما بقى طفيل وجود او باشد و محققان گفتهاند بيت : نخستين فطرت پسين شمار * توئى خويشتن را ببازى مدار در صد هزار سال به برجى رسد بلى * از آسمان عشق بدينسان ستاره بيت . سالها بايد كه تا يك پنبهدانه ز آب و گل * شاهدى را حله گردد يا شهيدى را كفن سالها بايد كه تا يك سنگ اصلى ز آفتاب * لعل گردد در بدخشان يا عقيق اندر يمن . روزها بايد كه تا يك مشت پشم از پشت ميش * صوفئى را خرقه گردد يا