گروهى از نويسندگان

مرآت المحققين شبسترى 62

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )

يا نباشد اگر منير باشد كواكب گويند اگر نباشد افلاك و نفس اگر در اجسام مركب متصرف باشد و آن جسم را نشو و نما نباشد آن جسم را معادن گويند چون زر و نقره و لعل و فيروزه و اگر نشو و نما باشد و حس و حركت نباشد آن را نبات خوانند مثل درختان و گياه و اگر حس و حركت باشد و نطق نباشد آن جسم را حيوان خوانند و اگر نطق باشد آن را انسان خوانند و در جماد نفس طبيعى غالبست و در نبات نباتى و در حيوان حيوانى و در انسان انسانى و بااين‌همه نفسها نفس فلكى و عرض نيز نه قسم است و جوهر را با نه عرض جمع كنيم ده چيز باشد يكى جوهر و نه عرض و اين مجموع را مقولات عشر خوانند و اين بيت مجموع را شاملست بيت . از مقولات از تو پرسد گر كسى اى شيردل * در جواب او بگو فى الحال اى چون جان و دل . جوهر است و كم و كيف است و اضافه با متى . * باز وضع و اين و ملك و يفعل است و ينفعل و اين بيت ديگر مثال همه را شاملست بيت . مرد درازنيكو مهتر به شهر امروز * برخواسته به شبهه وز فعل خويش پيروز - و در اين مقام از احوال اعراض اين مقدار كافيست پس جوهر بر پنج قسم باشد عقل و نفس و هيولى و جسم و صورت و جسم يا بسيط باشد يا مركب جسم مركب چون معادن و نباتات و حيوانات