گروهى از نويسندگان

مرآت المحققين شبسترى 61

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )

غير وجود است جهت آنكه دو كس را مىبينيم كه يكى تا ده سال بيش نمىماند و ديگرى تا صد سال مىماند و هر دو در وجود مشتركند جهت آنكه در اين حال بر هر دو صادقست كه اين‌ها موجودند اما بقاء وجود آن صد سالست و بقاى وجود آن ديگرى ده سال پس معلوم شد كه بقاى وجود غير وجود است پس ممكنات يا جوهر باشند يا عرض و جوهر پنج قسم است اگر جوهر محل جوهر ديگر است محل را هيولى گويند و آن حال را صورت گويند و اگر مركب باشد از حالّ و محل آن را جسم گويند و اگر از اين اقسام ثلاثه نباشد آن را جوهر مفارق گويند و جوهر مفارق اگر در اجسام متصرف باشد به تصرف مدبّر آن را نفس خوانند و اگرنه آن را عقل خوانند و اگر در ميان آن عقل و ذات حق‌تعالى واسطه‌اى نباشد آن را عقل اول خوانند و عقل كل و اگر در زير آن هيچ ديگر عقل نباشد آن را عقل فعال خوانند و اگر در طرفين او عقول باشد آن را عقل متوسط خوانند و نفس نيز خوانند و اگر در اجسام بسيط تصرف كند آن را نفس فلكى خوانند ، و جسم يا بسيط باشد يا مركب بسيط آن باشد كه از عناصر اربعه مركب نباشد و اگر از عناصر اربعه مركب باشد آن را مركب خوانند و جسم بسيط يا علوى باشد يا سفلى علوى همچون افلاك سفلى چون عناصر و علوى منير باشد