گروهى از نويسندگان

مرآت المحققين شبسترى 59

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )

و روشنست و به نزد عقلا به‌غايت مبرهن و معين اما در بيان آنكه هوا آب مىشود آنست كه در فصل بهار تيرماه بامداد كه مردم برخيزند نباتات را ببينند كه تر شده و آن را شبنم خوانند و آن هوا باشد كه در سحرگاه سرد شده باشد به جهت آنكه هوا با آب در ترى مشتركند و در گرمى و سردى از يكديگر ممتاز چون گرمى هوا به سردى بدل شود هوا آب شود و ديگر بيان آنكه آب خاك مىشود آنست كه بارانى كه مىبارد در خاك ناپيدا مىشود و آن قطره آب خاك مىشود اما چون قطرات بسيار شود آنگاه زمين گل شود و ديگر بيان آنكه خاك آتش مىشود آنست كه نباتات مركّبند و در ايشان خاك بيشتر است و چون آتش در هيزم افتد بعضى از اجزاى هيزم آتش شود و به دو دليل متحقق است كه هيزم مثلا صد من بسوزانند و چون سوخته شود اندك خاكستر بماند و باقى آتش و دود شده باشد و در بعضى شهرها هست كه هيزم آنها سنگست و از آن سنگ بعضى آتش مىشود و از آن حضرت حق‌تعالى خبر داده كقوله تعالى فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَةُ و در اين مقام روشن شد استحالت عناصر هرچند صنايع و بدايع و عجايب و غرايب حضرت عزت در انسان بسيار است اما در اين كتاب