گروهى از نويسندگان
مرآت المحققين شبسترى 58
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )
و آب با خاك در سردى يكى باشد و خاك با آتش در خشكى يكى باشد پس چون خشكى آتش به ترى آب بدل گردد گرم و تر شود و هوا شود چون گرمى هوا به سردى بدل شود سرد و تر گردد و آب شود و چون ترى آب به خشكى بدل گردد و سرد و خشك گردد و خاك شود و خاك چون سرديش به گرمى بدل شود گرم و خشك شود و آتش شود و شايد كه اين استحاله را بدايت از طرف آتش باشد يعنى آتش هوا شود و هوا آب و آب خاك و خاك آتش شود و اين طريق را مبدا خوانند و شايد كه خاك برعكس اول آب شود و آب هوا و هوا آتش و آتش خاك و اين طريق را معاد خوانند اكنون بر استحاله عناصر دليل بگويم تا كه طالبان حق را راه خدا و آثار قدرت او روشن شود اول دليل آنكه آتش هوا مىشود آنست كه همه شمعها و چراغها را ميل به طرف بالاست و در شب ميل ايشان بهغايت ظاهر است اگر آتش هوا نشدى بايستى كه از هر شمعى و چراغى خطى و نورى متصل شده روشن و بالا رفته در ميان هوا تا به كره آتش ليكن چون آتش و هوا در گرمى شريكند و در خشكى و ترى از يكديگر جدا شدهاند و خشكى اين مشعلها نسبت با ترى هوا اندك است فى الحال آن شمع و چراغ به ترى بدل گردد و آن آتش هوا مىشود و اين دليل بهغايت ظاهر و