گروهى از نويسندگان
مرآت المحققين شبسترى 49
مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )
و مولّده و منميه اما جاذبه قوتى را گويند كه او غذا را از ظاهر جسم به باطن جذب كند و ماسكه قوتى را گويند كه او غذا را نگهدارد و هاضمه قوتى را گويند كه غذا را پخته كند و مميّزه قوتى را گويند كه چون غذا پخته شود كثيف را از لطيف جدا كند و دافعه قوتى را گويند كه از غذا آنچه كثيف باشد آن را از جسم بيرون كند چنان كه از درختها بعضى چيزها بيرون آيد كه او را صمغ خوانند و مصوّره آنست كه غذا را همرنگ جسم كند و مولده آنست كه از غذا آنچه لطيفتر باشد جمع كند تا از آن مجموع مثل آن جسم حاصل كند چنانچه در نباتات آن را تخم گويند و در حيوانات نطفه خوانند و منميه آنست كه جسم را در بزرگ شدن مدد كند و اين هر دو نفس اعنى طبيعى و نباتى با مجموع اين قوتها كه ياد كرديم خادمان نفس حيوانيند و نفس حيوانى قوتيست كه جسم به اختيار او حركت مىكند و چيزها را بحسّ دريابد و نفس حيوانى را به غير از خادمان كه گفتيم دوازده خادم ديگرند از جمله دوازده خادم يكى قوه شهوت و ديگر قوت غضب است و ده حواس ديگر كه پنج ظاهرند چون چشم و گوش و بينى و دهان و دست و پنج باطن چون حس مشترك و خيال و وهم و فكر و حفظ بيان حواس عشره و نفس طبيعى و نباتى و حيوانى و قوتها كه بيان كرده شد