گروهى از نويسندگان

حق اليقين شبسترى 21

مجموعه رسائل عوارف المعارف ( فارسى )

بىصورت گردد كه نفخ صور اشاره است به آن واسطه شود در ميان غير و وجه باقى و چشم غير از او پشت نمايد و تيره آيد و او را خليفه نام آيد و محل اعتراض گرديده كه ( أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ ) فايده - چون بقرب مخصوص گردد متوجها ترا مسجود آيد كه ( فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ ) تمثيل ) هوا اگرچه لطيف‌تر از خاكست و عالىتر است و نخست شعاع به دو مىافتد ليكن حرارتى كه از شعاع آفتاب در زمين حاصل مىشود در او مؤثر است و برودت ذاتى او در نسيم به‌واسطه آن حرارت به حد اعتدال مىرسد و سبب اظهار آثار علوى و سفلى مىشود پس از اين وجه زمين عالىتر از هوا بود و اين علو مكانست ( وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا ) ( حقيقت ) علم بذات بسيط مجرد از امور سلبى كه مفهوم تسبيح و تقديس است حاصل نگردد بلكه بىانضمام امور اضافى ممتنع است و مجموع سلب و اضافه جز در مركب صورت نبندد كه دانستن امرى بىنمونه در نفس داننده محالست . ( وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ ) ( حقيقت ) نماينده شخص نگرنده در آينه نماينده انسانيست كه عبارت است از حقيقتى كه اجزاء آن نفس و بدن و هيئت اجتماعيست نه هريكى از اين مجموع ( ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ ) ( حقيقت ) نماينده شخص