نور الدين عبد الرحمن اسفراينى

57

كاشف الأسرار ( فارسى )

و جلال وصفت ، كه از كلّ مخلوقات هيچ كس را عرفان صفات ذات تو به تمامى حاصل نيست ، كه « سبحانك ما عرفناك حقّ معرفتك » ! و هيچ كس بكنه حقيقت تعبّد تو ، معبود ، نمىرسد ، كه « سبحانك ما عبدناك حقّ عبادتك » ! ( 94 ) اين بود شرح حجبات نورانى و ظلمانى كه بنده را تا بحقّ بر راهست . و اللّه أعلم بالصّواب . « 5 » ( 95 ) امّا بعد حمد اللّه و توفيقه ، بدانند كه جواب اين سؤال با زحمت بسيار از روى حال بر ورق قال نقش كرده « 7 » آمد ، زيرا كه معنىاى لطيف بود كه بواسطهء كسوت قالب اين ضعيف آن را در عبارت آورد . امّا هر خسى را از هركسى اين حكايت در خور نيفتد ، و نيز هركس ازين ناكس سخن را باور ندارد بيت : « 9 » عاشقا بشنو فزونى از چو من كم‌كاستى * راستى بتوان شنود آخر هم از ناراستى « 10 » مگر غوّاصان بحار معانى كه بارها ببحار حقيقت به غوّاصى فرورفته باشند و اين جوهرهاى كانى « 13 » از قعر بحر معانى برآورده و بصحراى وجود نهاده ؛ امّا هركه ازين معنى بىخبر باشد ، چون درنگرد مجرّد عبارتى بيند ، گويد مگر كه اين خود سهل و آسان بود ؛ ليكن « 14 » اين سخن باشد كه گفته‌اند مصرع : « 15 » جنگ سخت آسان نمايد بر دل نظّارگى « 16 » امّا وقتى معلوم شود كه جواب اين سؤال ازينجا كه بغدادست تا آنجا كه طرف خراسانست از ارباب فقرى كه معروف و مشهوراند طلب داشته بود و جواب « 18 » باز نيايد ،

--> ( 5 ) - و اللّه اعلم بالصواب N : الجواب من سؤال السائل ( كذا ) L - - ( 7 ) - كرده N : - L - - ( 9 ) - هركس N : هر كسى L - - را L : - N - - ( 10 ) ( 10 ، 11 ) - بحر رسل - - ( 13 ) - كانى N : + را L - - ( 14 ) - درنگرد L : در سخن بيند N - - بيند L : يابد N - - كه L : - N - - بود L : باشد N - - ( 15 ) - سخن باشد L : آن بود N - - مصرع N : - L - - ( 16 ) - بحر رسل - - ( 18 ) - و جواب N : چون جواب L