نور الدين عبد الرحمن اسفراينى
53
كاشف الأسرار ( فارسى )
بحقّ دو است : يكى از بنده بحقّ و يكى از حقّ به بنده ؛ امّا آن راه كه از بنده بحقّ است ، جمله ضلالت بر ضلالت است ، و آن راه كه از حقّ به بنده است ، جمله هدايت بر هدايت است . زهى بندهء خاكى كه با پاكى حقّ چه كارها دارد ؟ كه « ما للتّراب و ربّ الأرباب » ؟ بيت : فراز كنگرهء كبرياش مرغانند * فرشته صيد و پيمبر شكار و سبحان گير « 5 » ( 89 ) و نيز مراتبى كه اشارت رفته است ، سه درين مقامست : مرتبهء اوّل مرتبهء عوامّ اوليا ، مرتبهء دوّم مرتبهء خواصّ اوليا ، مرتبهء سيم مرتبهء خاصّ الخواصّ « 8 » اوليا ؛ و بناى اين مراتب بر نود و نه صفت ذات الهيست كه خداوند - سبحانه و تعالى - صفات پاك خود را در قرآن مجيد بدان ياد كرده « 10 » است . پس بهر سى و سه صفت ذات الهى كه متحلّى « 11 » مىشود ، يك مرتبه از مراتب ايشان مىافتد . - آرى ، به ترك ادبى كه مىرود ، اين ضعيف را معذور دارند ، از آنكه علماى سلف - « 12 » رضوان اللّه عليهم أجمعين - بعضى ازين صفات را صفات فعل گفتهاند ، و ما مجمل بلفظ صفات ذات ياد كرديم ؛ امّا نه آنست - نعوذ باللّه - تا انكار سخن ايشان شود ، يا خود معتقد اين ضعيف در آنچه « 14 » گفتهاند ديگر باشد ، بلكه بنا بر آن جمله رفت : يعنى همچنان كه ذات خداوند ازليست ، اين صفات نيز مر ذات او را - جلّ جلاله - ازليست ؛ پس اگر اين صفات مر ذات او را ازلى نباشد ، در ازل او را - جلّ جلاله - صفات « 17 » نقص لازم آيد ، و او - جلّ جلاله - موصوفست بصفات كمال ، و منزّهست از صفات نقص . بدين عذر اگر معذور دارند ، كرم باشد . - باز آمديم بدانكه چون بدين صفات تمام متحلّى مىشوند ، به ابتداى نبوّت و كمال نهايت « 19 »
--> ( 5 ) ( 5 ، 6 ) - بحر مجتث - - ( 8 ) - الخواص L : الخاص N - - ( 10 ) - كرده L : فرموده N - - ( 11 ) - متحلى L : متجلى N - - ( 12 ) - سلف N : خلف L - - ( 14 ) - آنست L : + كه N - - تا L : - N - - ( 17 ) - صفات L : صفت N - - ( 19 ) - متحلى مىشوند L : متحلى شود N - - نهايت L : - N