نور الدين عبد الرحمن اسفراينى

38

كاشف الأسرار ( فارسى )

« اگر روا بودى كه به غير حقّ كسى ديگر « 1 » را دوست دارمى ، ابا بكر را دوست داشتمى » رضى اللّه عنه . ( 67 ) بنابراين تقدير چندان‌كه جوهر عقل در اصل خويش كامل‌تر ، عشق بيشتر ، و چندان كه عشق بيشتر ، مرد عاشق‌تر ، و چندان كه مرد عاشق‌تر ، بمعشوق نزديكتر . بيت : « 5 » گر عشق نبودى و غم عشق نبودى * چندين سخن نغز كه گفتى كه شنودى گر باد نبودى كه سر زلف ربودى * رخسارهء معشوق بعاشق كه نمودى « 6 » يعنى باد جذبهء « 8 » حضرت الوهيّت كه زيادت از عمل ثقلين است ، اگر آن باد نبودى ، به عمل ثقلين كسى بدان حضرت نتوانستى رسيد و مشاهدهء جمال حضرت ربوبيّت نتوانستى كرد . لاجرم آن باد زيادت آمد « 10 - » از عمل ثقلين ، « 10 » كه « جذبة من جذبات الحقّ توازى عمل الثّقلين » . اما دليل بر آنكه گفتيم هركجا عقل بيشتر ، عشق بيشتر ، و هركجا عشق بيشتر ، بمعشوق نزديكتر ، يعنى كه مصطفى - صلوات اللّه و سلامه عليه - عاقل‌ترين مخلوقات بود ، و چون عاقل‌ترين مخلوقات بود ، عاشق‌ترين كلّ موجودات آمد ، و چون عاشق‌ترين كلّ موجودات آمد ، برگزيده‌ترين و مقرّب‌ترين و محبوب‌ترين كلّ مخلوقات است « 14 » - صلوات اللّه و سلامه عليه - ( 68 ) آرى عزيزا ، چندان كه سالك را عشق بيشتر ، درد طلب آن حضرتش « 16 » بيشتر ، و چندان كه درد طلب آن حضرتش بيشتر ، دواى درد طلبش « 17 » در مطلوب تمام‌تر و او بكمال معرفت نزديكتر . امّا عاشق بىدرد را ، عشقش « 18 » تمام نبود ، و چون عشقش

--> ( 1 ) - ديگر L : - N - - ( 5 ) - بيت N : - L - - ( 6 ) ( 6 ، 7 ) - بحر هزج - - ( 8 ) - جذبه N : جاذبه L - - ( 10 - ) - آمد L : - N - - ( 10 ) - ثقلين L : + آمد N - - ( 14 ) - كل مخلوقات است L : تمام كائنات گشت N - - ( 16 ) - حضرتش L : حضرت N - - ( 17 ) - طلبش L : طلب N - - ( 18 ) - عشقش L : عشق N