نور الدين عبد الرحمن اسفراينى
130
كاشف الأسرار ( فارسى )
مىگويد و بتشريف محبّتشان مشرّف مىگرداند و مىفرمايد ، عزّ و جلّ : « فِيهِ رِجالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ » . « 1 » و وضو سلاح مؤمن است ، كه « الوضوء سلاح المؤمن » ، و وضو نظافتست ، كه « الدين النظافة » ، و شستن آلودگى از چهرهء روح پاكى است ، كه « قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها » ، « 4 » و خود را بحيات حقيقى مزيّن گردانيدن ، كه « وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ » ، « 5 » و نور بر نور افزودنست ، كه « الوضوء على الوضوء نور على نور » ، و نقش ايمان بر خود كشيدن ، كه « لا يحافظ على الوضوء الّا المؤمن » ، و خود را رافع درجات گردانيدن ، كه « إسباغ الوضوء فى الشبوات » ، و شطر ايمان در خود درست كردن است ، كه « الطهور شطر الايمان » ، و خود را در ميان سابقان جاى دادن است ، كه « وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ » ؛ « 9 » و گفتهاند سابق آن باشد كه پيش از آنكه بانگ نماز برآيد بر طهارت باشد ظاهرا . ( 35 ) امّا طهارت دو است : طهارت ظاهر و طهارت باطن ، تا همچنانكه به طهارت ظاهر ظاهر خود را پاك مىدارد ، به طهارت باطن باطن خود را پاك دارد ، و طهارت باطن شرط دوم است . و آن آنست كه در وقت ذكر گفتن دل را به غير حقّ مشغول ندارد و به هيچ نوع ، كائنا ما كان ، هيچ خاطر را از نيك و بد بدل راه ندهد ، كه آن بر مثال حدثى باشد در باطن . چون نظر به غير او باز افتد ، بايد كه از آن استغفار كند و باز دل را بحقّ تسليم كند و بذكر مشغول شود ؛ و بداند كه سختترين روشى از روش روندگان ، و دشوارترين مجاهدهء از مجاهدهء سالكان ، و صعبترين كارى از كار طالبان ، و بافايدهترين عملى از عمل سايران ، طهارت باطن نگاه داشتن است ، كه عوامّ صوفيان آن را « نفى خاطر » گويند ، و مقصود و مطلوب از همهء مجاهدتها و رياضتها آنست ، تا وى را اين طهارت حاصل آيد ، كه حصول اين طهارت نهايت رياضتهاست ، چنان كه شيخ ابو سعيد بو الخير مىگويد ،
--> ( 1 ) ( 1 ، 2 ) - سورهء 9 ( التوبة ) آيهء 109 / 108 - - ( 4 ) - سورهء 91 ( الشمس ) آيهء 9 الى 10 - - ( 5 ) ( 5 ، 6 ) - سورهء 21 ( الانبياء ) آيهء 31 / 30 - - ( 9 ) ( 9 ، 10 ) - سورهء 35 ( فاطر ) آيهء 29 / 32