نور الدين عبد الرحمن اسفراينى
118
كاشف الأسرار ( فارسى )
آنگاه كشتى شريعت را در بحر طريقت اندازد و شراع عبوديّت بر قانون متابعت محبوب ، عليه الصلاة و التحيّة ، بركشد و بر موافقت اين حديث كه « إنّ لربّكم فى أيّام دهركم نفحات ألا فتعرّضوا لها » خود را تسليم باد الطاف حضرت ربوبيّت او كند ، جلّ جلاله ، بر سبيل آنكه دل را متوجّه حضرت الوهيّت او ، جلّ جلاله ، مىدارد ، به شرط تعبّد « الاحسان أن تعبد اللّه كأنّك تراه » ، يعنى به هيچ حال در اين مقام نظر باطن را از حضرت معبود نگرداند و ديدهء بصيرت را از غير او ، جلّ جلاله ، بردوزد ، و از سر درد و نياز با خداى بندهنواز اين راز مىگويد بيت : دانى كه مرا يار چه گفتست امروز * جز ما به كس اندر منگر ديده بدوز « 8 » و از سيّد الطايفة جنيد پرسيدند ، قدّس اللّه روحه العزيز ، در اين معنى كه استاد تو در مراقبت معبود كه بوده است ؟ گفت : گربه ! گفتند : شيخا ، اين چگونه باشد ؟ گفت : وقتى گربهء را ديدم بر سر سوراخ موشى نشسته ، و چنان همّت برآن گماشته كه موى بر اعضاى او نمىجنبيد . بتعجّب در او نگاه مىكردم . ناگاه به سرّم ندا آمد كه اى دون همّت ! من در مقصود تو كمتر از موشى نيستم ، تو نيز در طلب من كم از گربهء مباش ! از آن وقت باز من در مراقبت افتادم . ( 10 ) آرى عزيزا ، همهء طالبان را اين يك رمز كه نموده است تمام باشد . پس هركه امروز به غير او التفات كند و روى از او بگرداند ، فردا مستحقّ اين حرمان و مستوجب اين خذلان شود كه « وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَعْمى » ، « 17 » چنان كه گفتهاند بيت : اى قبلهء هركه مقبل آمد كويت * روى دل جمله بختياران سويت امروز كسى كز تو بگرداند روى * فردا بكدام ديده بيند رويت « 19 » ( 11 ) القصّه ، مريد را در اين مقام انتهاى ارادت و ابتداى ولايت حاصل آيد .
--> ( 8 ) - بحر رباعى - - ( 17 ) ( 17 ، 18 ) - سورهء 20 ( طه ) آيهء 124 - - ( 19 ) ( 19 ، 20 ) - رباعى ، مقبل : مفيل L