فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى )
86
كليات ( فارسى )
ايضا له 1 - 5 425 دوش مانا شنيد فريادم * كرد بيمار پرسشى بادم من هم از روى بادپيمايى * نفسى با نسيم بگشادم با دلش رمزكى فروگفتم * به كف او پيامكى دادم گفتم : ارچه تو نيز بيمارى * خبرى ده ز صحت آبادم نفسى از دم مسيح دمى * به من آور ، كه نيك ناشادم 430 بر سرم سنك جور از چه رسد * بىمحابا ، مگر ز اوتادم ؟ همچو غنچه چرا بيند كنند * چون ز زر همچو سوسن آزادم ؟ نرمكى باد گفت در گوشم : * خود گرفتم كه در ره افتادم بر چهار فلك چگونه روم ؟ * بر سر خود چو پاى ننهادم كى چنان جاى در شمار آيم ؟ * من يكى گوشه گرد آحادم 435 خود تو انگار لحظهاى رفتم * بر در او به خدمت استادم كه گذارد مرا بصدر بهشت ؟ * كه كند در طريق ارشادم ؟ گفتم : اى باد ، باد كم پيماى * كه من از باد خود به فريادم بىتكاپوى تو در آن حضرت * پيك اميد را فرستادم همتى بستهام كه از ره لطف * به عيادت كند دمى يادم 440 اى مسيحا نفس ، بيا ، نفسى * تا رسد از دم تو امدادم باد انفاس تو شفا ده خلق * تا نفس مىزند بنىآدم القصيده « 1 » 1 - 4 - 5 - 15 - 16 شهبازم و شكار جهان نيست درخورم * ناگه بود كه از كف ايام برپرم چون مىتوان ز دست شهان طعمه يافتن * از دست روزگار چرا غصه مىخورم ؟
--> ( 1 ) رجوع كنيد به صحيفهء 54 مقدمهء ديوان