فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى )

85

كليات ( فارسى )

غرفش خوش‌تر از رياض بهشت * شرفش خوش‌تر از شكوه كمال زين گرفته بها مدارج قدس * يافته زان بهشت زيب جمال در بساتين بىنهايت او * سدرة المنتهى هنوز نهال 405 بر سر خوان عالم آرايش * آفرينش طفيل و خلق عيال آفتاب صفاى صفهء او * ايمن از وصمت كسوف و زوال ذره‌هاى هواى غرفهء او * سر بسر نور آفتاب مثال صورت ذره‌هاى درگه اوست * هر چه بينى درين جهان اشكال معنى موجهاى بركهء اوست * هر چه يا بى زمان زمان ز احوال 410 هر يك از ذره‌هاى لطف هواش * جام گيتىنما باستقلال « 1 » هر يك از شعله‌هاى عكس صفاش * آفتابيست كائنات ضلال صفحات سطوح بىنقشش * مشتمل بر نقوش حال و مآل نفحات رياض جان بخشش * مرده را زنده كرده اندر حال تا نسيم هواش يافت ملك * مىزند در هواى او پروبال 415 تا صرير درش شنيد فلك * بر درش چرخ مىزند همه سال در هواى درست او نبود * هيچ بيمار جز نسيم شمال در رياض لطيف او نرود * هيچ تردامنى جر آب زلال درنيابند نقش اين خانه * نقشبندان كارگاه خيال عقل اگرچه ز خانه بيرون نيست * هم نيابد درون خانه مجال 420 نام آن خانه مىنيارم گفت * از پى عقل و العقول عقال خود تو از پيش چشم خود برخيز * تا ببينى عيان به ديدهء حال خويشتن را درون آن خانه * بر سرير سعادت و اقبال مطرب عشق بركشيد سرور * وصل را داد جام مالامال چون عراقى همه جهان سرمست * از مى وصل و بىخبر ز وصال « 2 »

--> ( 1 ) در اصل : باستقبال ( 2 ) برخى از ابيات و مضامين اين قصيده در قصيدهء پيش ازين كه به همين وزن و قافيه است مكرر شده است .