فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى )
81
كليات ( فارسى )
تا در آيينهء معاينهام * تافتى عكس نور اين اسرار چون مرا زين بهار بويى نيست * چه كنم وصف بوستان بهار ؟ چشم خفاش را چه از خورشيد ؟ * مرغ محبوس را چه از اشجار ؟ چونكه همرنك آفتاب شويم * شايد آن لحظه گر كنيم قرار كآشكار و نهان او ماييم * ليس فى الدار غيره ديار 320 ور نشد زين بيان ترا روشن * جام گيتىنماى را به كف آر كاش بودى بجاى دم قدمى * يا ظهورى بجاى اين اظهار يا در اول نهان شدى آخر * يا در انوار طى شدى اطوار تا عراقى جان رسيده بلب * بازرستى ز دست خود يك بار گر ببودم نبود پيوستى * كردمى آن نفس بجان اقرار 325 تا ببينى درو كه جمله يكيست * خواه يكصد شمار و خواه هزار هر پراگندهاى كه جمع شود * بر زبانش چنين رود گفتار گر عراقى زبان فروبستى * آشكارا نگشتى اين اسرار ايضا له « 1 » 1 - 5 - 12 - 13 - 15 - 16 راه باريكست و شب تاريك و مركب لنك و پير * اى سعادت رخ نماى و اى عنايت دست گير تا قدم زين وحشتآباد عدم بيرون نهم * ز آن سراى راحت آباد قدم جويم نصير 330 جذبهاى ، تا بركشم جان را ز قعر چاه تن * جرعهاى ، تا افگنم خود را به دريايى قعير چند آخر بر لب دريا نشينم خشكلب ؟ * تا كى از دون همتى گردم بگرد آبگير ؟ تا كه مستغرق شوم در قعر بحر بيخودى * سر بسر دريا شود ، نى جوى ماندنى غدير تا چو با بحر آشنا گردم برون آرم درى * كز فروغ عكس آن گردد دو عالم مستنير دركشم در رشتهء جان آن گهر را سبحهوار * تا ز سبحه بشنوم تسبيح سبوح قدير 335 آن بتسبيح جلال و حمد سبوحى سزا * و آن بتقديس كمال و نعت قدوسى حذير
--> ( 1 ) رجوع كنيد به صحيفهء 54 مقدمه ديوان .