فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى )

140

كليات ( فارسى )

ساقى ، قدحى ، كه نيم‌مستيم * مخمور صبوحى الستيم 1395 از صومعه پا برون نهاديم * در ميكده معتكف نشستيم از جور تو خرقها دريديم * وز دست تو توبه‌ها شكستيم جز جان گروى دگر نداريم * بپذير ، كه نيك تنگ‌دستيم ما را برهان ز ما ، كه تا ما * با خويشتنيم بت پرستيم ما هر چه كه داشتيم پيوند * از بهر تو آن همه گسستيم 1400 بر درگه لطف تو فتاديم * در رحمت تو اميد بستيم گر نيك و بديم ، ور بد و نيك * هم آن توايم ، هر چه هستيم در ده قدحى ، كه از عراقى * الا به شراب وانرستيم در ميكده مىكشم سبويى * باشد كه بيابم از تو بويى