فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى )
115
كليات ( فارسى )
زير چنگ آردش دمى سيمرغ * بردش برتر از سپهر برين باز سيمرغ برپرد به هوا * ماند او اندر آن مقام حزين منم آن مور ، آنكه سيمرغم * مرغ عرش آشيان سدرهنشين آنكه كرد از قفص چنان پرواز * كاثرش درنيافت روح الامين 940 چون به گردش نمىرسد جبريل * چه عجب گر نماندش او به زمين ؟ زيبد ار بفگند قفص سيمرغ * بىصدف قدر يافت در ثمين ؟ چون نگنجيد زير نه پرده * شد ، سرا پرده زد بعليين از حدود صفات بيرون شد * وندر اقطار ذات يافت مكين او روان كرده سوى رضوان انس * ما ز شوقش تپان چون روح القدس 945 شايد ار شور در جهان فگنيم * گريه بر پير و بر جوان فگنيم رستخيزى ز جان برانگيزيم * غلغلى در همه جهان فگنيم برفروزيم آتشى ز درون * شورشى در جهانيان فگنيم سنگ بر سينه لحظه لحظه زنيم * خاك بر سر زمان زمان فگنيم آب حسرت روان كنيم از چشم * سيل خون در حصار جان فگنيم 950 غرق خونيم ، خيز تا خود را * زين خطرگاه بر كران فگنيم قدمى بر هوا نهيم ، مگر * خويشتن را بر آسمان فگنيم از پى جستوجوى او نظرى * در رياضات خوش جنان فگنيم ور نيابيم در مكان او را * خويشتن را بلا مكان فگنيم مركب عشق زير ران آريم * رخت از آن سوى كن فكان فگنيم 955 پس در آن بارگاه عزت و ناز * عرضه داريم از زبان نياز كان تمناى جان حيران كو ؟ * آرزوى دل مريدان كو ؟ ما همه عاشقيم و دوست كجاست ؟ * دردمنديم جمله ، درمان كو ؟