فخر الدين ابراهيم همدانى ( عراقى )
100
كليات ( فارسى )
مراعات زمين دل بدينسان گر كنى يك چند * گلستانى شود روشن نظارهگاه اخوانى 695 درو از مشرب عرفان روان صد چشمهء حيوان * درو از منبع اخلاق جارى هم دو صد خانى كشيده طوبى ايمان سر از طاعت بعليين * غصونش پرتو احسان ، ثمارش ذوق وجدانى فروزان از سر هر غصن صد قنديل در ميدان * نمايان نور هر قنديل خورشيدى درخشانى خرد در صحن بستانش كمر بسته به فراشى * ملك بر قصر ايوانش ادا كرده ثناخوانى ز يكسو طوطى اذكار خندان از شكرخايى * ز يكسو بلبل اسرار نالان ار خوشالحانى 700 نواى بلبل اسرار كرده عقل را بيدار * كه : آخر در چنين گلزار خاموش از چه مىمانى به عشرتگاه مستان آى ، اگر عيش ابد خواهى * به نزهتگاه جانان آى ، اگر جوياى جانانى شراب از دست جانان خور ، چه نوشى از كف رضوان ؟ * بساط بزم رحمن بين ، چه بينى بزم رضوانى ؟ بساط وصل گسترده ، سماط عشرت افگنده * بجام شوق درداده شراب ذوق حقانى نموده شاهد معنى جمال از پردهء صورت * ز چشم خويش كرده مست جان انسى و جانى 705 ز بهر نقل سرمستان ز لب كرده شكرخايى * براى چشم مشتاقان ز رخ كرده گلافشانى