حسن بن حمزة الپلاسي الشيرازي ( شرف البلاسي ) ( مترجم : نجم الدين طارمى 811 ه - )

58

تذكره خواجه محمد بن صديق كججانى ( فارسى )

و شريعت را در نظر نياوريم ، حكم شيطان نيز به كلّى مرتفع شود و بجز ملايمت و منافرت طبع چيزى باقى نماند . و سرّ حكمت الهى در ايجاد شيطان آنست كه او مظهرى باشد كه اسباب معصيت و غفلت و نسيان را به دو نسبت دهند ، و اين معنى دلالت بر شرف انسان كند . مثلًا اگر فردى از افراد انسانى را نقصانى ظاهر شود نسبت آن با شيطان كند ، همچنان‌كه موسى پيغمبر عليه السّلام چون قبطى را كشت گفت : هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ « 49 » . و همچنان‌كه يوشع بن نون ( ع ) چون ماهى را فراموش كرد نسبت آن با شيطان كرد و گفت و ما انسانيه الّا الشّيطان ان اذكره « 50 » پس شيطان همچون دستارخوان اين خانه است كه وسخ نسبتهاى معصيت و غفلت و نسيان را به دو پاك مىكنند و بدانكه شيطان همچو نرينه است و نفس همچون مادينه و گناهى كه به معاونت و مشاركت هر دو از بنده صادر مىشود همچو فرزنديست كه از پدر و مادر حاصل شود و منسوب بديشان باشد ، نه از جهة خلق و آفرينش بلكه از جهت تولّد و همچنان كه هيچ عاقلى گمان نمىبرد كه فرزند از آفرينش پدر و

--> ( 49 ) . قسمتى از آيه 14 از سوره 28 اين از كار شيطان بود . ( 50 ) . ( يوشع گفت ) : جز شيطان مرا به فراموش كردن آنكه - يادش كنم - وانداشت .