عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
48
كشف الحقايق ( فارسى )
صورت باشد و ماده در جمله اجسام همچنين ميدان و باقى هر چه به غير از اين جوهر باشد كه بجسم لاحق شود آن جمله « اعراض » باشد و بر اين قول جوهر نخستين صورت باشد و جوهر دوم ماده و آن صورت و ماده از فلك اول پيدا آمد و همچنين از هر صورتى ماده و صورتى ديگر پيدا مىآمد تا به خاك رسيد . فصل « 1 » بدانكه اين جمله از بارىتعالى و تقدس به يكدفعه صادر شد بىتقديم و تأخير زمان بعضى صدور ممكنات از بارىتعالى چنانست كه صدور شعاع آفتاب از قرص آفتاب و همچنانست كه صدور معلول از وجود علت و وجود معلول با وجود علت معا معا باشد و تا وجود علت باشد وجود معلول هم باشد پس تقدم و تأخر كه در عقول و نفوس و افلاك و انجم و طبايع و عناصر گفتهاند تقدم و تأخر ذهنست نه تقدم و تأخر خارجى و تقدم و تأخر از روى رتبت است نه از روى زمان اما حادثند از روى علت و مواليد باتفاق هم از زمان و هم از روى سبب حادثند و بتدريج از قوت بفعل آيند و باز از فعل به قوت مىشوند . فصل در بيان احاديث بدانكه در حديث آمده است : « اول ما خلق اللّه العقل » و ديگر آمده است كه « اول ما خلق اللّه روحى » و ديگر آمده است « اول ما خلق اللّه القلم » و امثال اين و مراد رسول ( ص ) از اين جمله يك جوهر است و شايد كه يك جوهر را به صد اعتبار به صد نام خوانند و از آن صد نام در حقيقت آن جوهر هيچ تعدد و تكثر لازم نيايد . چون اين مقدمات معلوم كردى اكنون بدان كه رسول ( ص ) جوهر اول را باعتبار آنكه داناست « 2 » و داناكننده است عقل فرمود : از جهت آنكه مدرك و مدرك « 3 » است . و باعتبار آنكه ظاهر در نفس خود و ظاهركننده است
--> ( 1 ) - در نسخه آستانه اين فصل بطور مجزا نيامده بلكه دنباله همان فصل سابق است ( 2 ) - داناست بذات ( 3 ) - مدرك و مستدرك است