عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

37

كشف الحقايق ( فارسى )

و عرض موجود فى موضعست « 1 » اكنون بدان كه موضوع ديگر است و محل ديگر زيرا كه محل عامست و موضع خاص يعنى هر چيز كه حال شود در چيزى از سه حال بيرون نباشد يا حال سبب وجود محل باشد يا محل سبب وجود حال يا نه حال سبب وجود محل و نه محل سبب وجود حال و در اين هر سه جاى حال و محل گويند اما اگر حال سبب وجود محل باشد حال را صورت و محل را ماده گويند و اگر محل سبب وجود حال باشد حال را عرض و محل را موضوع خوانند و مراد ما از حلول در اين موضع اختصاص چيزى است به چيزى . فصل بدانكه آنچه محققان اهل حكمت‌اند مىگويند كه جوهر هيولى دو نام دارد هيولى و ماده و جوهر صورت هم دو نام دارد صورت و نفس هر يكى از اين دو نام به‌وقتى مخصوصند تا مادام كه جوهر صورت بجوهر هيولى نپيوسته است نام يكى هيولى و نام يكى صورت است و چون جوهر صورت بجوهر هيولى پيوست و جسم پيدا آمد نام يكى ماده و نام يكى نفس است و اين نفس را در مرتبه عناصر طبيعت و در مرتبه نبات نفس طبيعى و در مرتبه حيوان نفس حيوانى و در مرتبه انسان نفس انسانى و در مرتبه ملك نفس ملكى مىگويند و اين جوهر را نفس از جهت آن گويند كه كمال و حركت جسم از وى است و صورت از جهت آن گويند كه امتياز اجناس از يكديگر بويست و اين جوهر را نامهاى بسيار است كه هر يكى بجاى خود گفته شود و اشكال و ابعاد را كه صورت مقدارى گفتند به همين معنى گفتند كه امتياز افراد از يكديگر بويست و امتياز انواع به صورت حقيقيست و به صورت مقدارى نيز هست . فصل در بيان ذات و وجه و نفس و در بيان صفت و اسم و در بيان آنكه صفات در مرتبه ذات است و اسامى در مرتبه وجهست بدانكه اهل شريعت در تحصيل اين معانى شروع نكرده‌اند و جد و سعى

--> ( 1 ) - فى موضوع است