عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

36

كشف الحقايق ( فارسى )

بعد باشد و شكل نباشد از جهت آنكه بعد عام‌تر است از شكل زيرا كه شكل هيئتى است مقدارى كه او را حد و حدود نباشد بالفعل و بعد هيئتى باشد مقدارى كه او را حد يا حدود باشد يا بفرض « 1 » يا بالفعل . همچنين كه اشكال را با ابعاد دانستى خط و سطح و ثخن با طول و عرض و عمق را هم بدان . سخن دراز شد و از مقصود دور افتاديم . مقصود آن بود كه صورت اول را صورت حقيقى و ثابت مىگويند و صورت دوم را صورت مقدارى و متغير مىخوانند و صورت اول را معقول و صورت دوم را محسوس مىگويند و اين سخن ترا جز به مثالى معلوم نشود . فصل « 2 » بدان كه موم صورت حقيقى دارد و صورت مقدارى هم دارد و صورت حقيقى موم آنست كه موم بوى مومست و قوام موم بوى است و آن حقيقت موم است يعنى جسم موم مركبست از دو چيز يكى صورت و يكى ماده و ماده صورت بسيار چيزها داشت اما صورت مومى او را خاص كرد . پس موم كه موم شد به صورت مومى موم شد و صورت مقدارى موم ابعاد و اشكال موم است پس اگر موم را دراز يا كوتاه كنند و اگر پهن و باريك كنند در صورت حقيقى موم هيچ تغيير و تبديل نباشد در صورت مقدارى موم باشد . و ديگر بدانكه انسان صورت حقيقى دارد و صورت مقدارى هم دارد و صورت حقيقى انسان آنست كه انسان به آن انسان است و قوام انسان بوى است و آن حقيقت انسان است و صورت مقدارى هم دارد و آن اشكال و ابعاد خاص به انسانست پس اگر انسان دراز شود يا كوتاه گردد و اگر راست يا منحنى باشد هيچ تغيير و تبديل در صورت حقيقى انسان نباشد و تغيير و تبديل در صورت مقدارى باشد . فصل بدانكه در اول اين باب گفته شد كه جوهر موجود لا فى موضعست « 3 »

--> ( 1 ) - بالعرض ( 2 ) - تمثيل ( 3 ) - لا فى موضوع است