عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

16

كشف الحقايق ( فارسى )

فصل بدانكه آنچه اين سه كس از علماء شريعت گفته بودند اين بود كه گفته شد بىتعصب و بىتقيه و بىزياده و نقصان اما به نزديك محققان و دانايان اين جمله تكلف است كه كرده‌اند و اعتماد را نمىشايد از جهت آنكه دانايى مىگويد كه من در ولايت پارس صد مذهب يافتم كه آن به اين هفتاد و سه مذهب هيچ تعلق ندارد و به‌هيچ‌وجه به اين نمىنمايد و اين صد مذهب حالى موجود است و جمله از قرآن و احاديث مىگويند و هر يك اين چنين مىگويند كه : از اول قرآن تا آخر « 1 » بيان مذهب ماست اما كسى « 2 » فهم نمىكند پس وقتى كه در ولايتى صد مذهب باشد به غير از اين هفتاد و سه مذهب نظر كن كه در عالم چند مذهب بود ؟ پس اگر درست شود كه آن حديث از رسول ( ص ) است تأويلى بايد كرد « 3 » و اگر درست نشود خبر آحاد را اعتماد نشايد و آن دانا مىگويد كه اصل اين صد مذهب چهار مذهب است - : تناسخ و حلول و اتحاد و وحدت پس ما اين چهار مذهب كه اصل اين صد مذهبست بيان كنيم كه مردم در اين چهار مذهب بسيار غلط كنند و از يكديگر باز نشناسند . فصل در بيان مذهب تناسخ - بدانكه اهل تناسخ مذهب حكما دارند اما در چند مسئله بعضى از اصول و بعضى در فروع با حكما اختلاف كردند تا بدين سبب نام ايشان از اين‌ها « 4 » جدا گشت . فصل بدانكه مذهب تناسخ اصول و فروع بسيار دارد و تا كسى تمام اصول و فروع چيزى را ضبط نكند آن چيز را چنان كه مىبايد نداند و تمام اصول و فروع آن مذهب را اين مختصر تحمل نتواند كرد .

--> ( 1 ) - تا آخر قرآن ( 2 ) - اما مردم ( 3 ) - كردن و اگر درست نشود اعتقاد را نشايد ( 4 ) - ايشان