عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
17
كشف الحقايق ( فارسى )
پس آنچه قاعده و قانون اين مذهب است بطريق اختصار بياوريم كه عاقل را اين مقدار پسنديده « 1 » ( كذا - شايد : بسنده ) آيد . بدانكه قواعد و قانون اين مذهب شش چيز است پس هر كه خواهد كه اين مذهب را بداند بايد كه شش چيز را بداند و هر كه خواهد كه در اين مذهب بكمال رسد بايد كه اين شش را بداند و سه چيز را از اين شش چيز حاصل كند و ملك خود گرداند چنان كه بيش برنگردد « 2 » و از اين شش چيز سه عمليست و سه علمى و آنچه عملى است به مجرد علم تمام نشود . اول معرفت « نسخ » است دوم « مسخ » است سوم حاصل كردن علوم حقيقتست . چهارم حاصل كردن اخلاق نيك است . پنجم حاصل كردن تجرد و انقطاع است از دنيا و لذات و شهوات بدنى . ششم حاصل كردن رغبت و اشتياق است به آخرت و بادراك حقايق و لذات روحانى . فصل در بيان نسخ و مسخ بدانكه نسخ عبارت از آنست كه چيزى صورتى رها كند و صورتى ديگر مانند صورت اول يا بهتر از صورت اول بگيرد : ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها « 3 » و مسخ عبارت از آنست كه چيزى صورتى رها كند و صورتى ديگر فرود صورت اول بگيرد چون اين مقدمات معلوم كردى اكنون بدان كه از نفس جزوى از عالم علوى از راه افق بهواسطه نور ثوابت و سيارات بطلب كمال بمراتب و تدريج به اين عالم سفلى مىآيد تا به خاك مىرسد و خاك اسفل السافلين وى است : لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ . « 4 » و باز از خاك بمراتب و تدريج برمىآيد تا بعالم علوى رسد و بنفس كلى پيوندد و نفس كلى اعلى عليين وى است از جهت آنكه نفس كل و عقل كل در جوار
--> ( 1 ) - پسند ( 2 ) - و ملكه خود گرداند چنان كه پيش بنگرد ( ؟ ) ( 3 ) - بقره 100 ( 4 ) - تين 4 / 5