عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
9
كشف الحقايق ( فارسى )
اسرار و محافظت بار امانت ديدهاند امانت را بوى تسليم كردهاند و ايشان را وصيت كردهاند كه در اين امانت خيانت نكنند و از نااهل مخفى دارند و با اهل استحقاق و محرم در ميان آرند پس همچنين از وقت « 1 » رسول الله صلى الله عليه و آله تا اكنون بلكه از وقت آدم صفى اللّه تاكنون « 2 » هر كه از حقيقت چيزها باخبر شد از صحبت دانايى باخبر شد . پس هر كه طالب اسرار و حقايقست بايد كه خود را اهل صحبت گرداند و در صحبت هرچه مىخواهد طلب كند كه از كتاب كارى بر نيايد اينست معنى : « خذ العلم من افواه الرجال » و هر دانايى كه بوده است او را طريق سخن گفتن با اهل صحبت ديگر بوده است و با اهل كتاب ديگر و تا عالم و عالميان باشند اهل صحبت باشند و اهل كتاب هم باشند و علامت اهل كتاب آنست كه هر روز در ذكر ماضى و ياد مستقبل باشند و از وقت بىنصيب و بىبهره بوند و علامت اهل صحبت آنست كه هرگز ذكر ماضى و ياد مستقبل نكنند و از وقت برخوردار و با نصيب باشند . سخن دراز شد و از مقصود دور افتاديم . فصل « 3 » بدانكه بعضى از مبتديان و ضعيفان باشند كه چون آغاز آن شود كه سخن فهم كنند نگاه نتوانند داشت « 4 » و بىاختيار ايشان از ايشان سخنها در وجود آيد و به اين سبب كه از عوام به ايشان ملامت و زحمت بسيار رسد پس تدبير ايشان آنست كه زبان نگه دارند و يا به ديوانگى خود را مشهور گردانند « 5 » تا هرچه بگويند عوام از شنودن آن زيان نكنند و ايشان از زحمت عوام ايمن باشند . اى درويش بعضى از سالكان و مخلصان ضعيف باشند و صبر و تحمل بار اسرار نتوانند كرد چنان كه جويى كه خورد ( كذا - ظاهرا : خرد ) و باريك باشد و ناگاه سيل و آب ( كذا ) بسيار در وى آيد تحمل نتواند آورد و از سر بيرون رود آنگاه نه جوى ماند و نه آب به جايگاهى رسد كه همچنين ضعيفان
--> ( 1 ) - محمد رسول اللّه ( 2 ) - آدم تا اين دم ( 3 ) - فصل در رفتار مبتديان ( 4 ) - زبان نگاه نتواند داشت ( 5 ) - آنست كه نگاه دارد و اگر نتوان باز داشتن نام عاقلى از خود بيندازند و به ديوانگى خود را معروف گردانند