عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
10
كشف الحقايق ( فارسى )
باشند كه ناگاه واردى به ايشان فرود آيد و تحمل آن نتوانند كرد و به ناجايگاه از ايشان ظاهر شود و از آن سخن شنوندگان را فايده نباشد بلكه نقصان باشد و گوينده را زيان دارد و حال او به گدايى ماند كه ناگاه گنجى بيابد و گدا چون گنج يافت البته نهان نتواند داشت از جهت آنكه قوت و استعداد آن ندارد گنج از دست او برود و سر او هم در سر گنج رود و باز بعضى رودخانهها و آبگيرها و درياها باشد كه هرچند سيل و آب بسيار در ايشان آيد پيدا نيايد و همه را تحمل كند و هرچند در و لئالى بسيار كه در قعر دريا بود هر كس را بر آن اطلاع نيفتد . همچنين بعضى كسان صبور باشند اگر چه به صورت ضعيف و نزارند اما بمعنى قوى و كبار كه بهر بادى در هوا نشوند و بهر آبى غرقه نگردند و اگر خواهند كه به اختيار در و لئالى معانى را از بحر باطن خود ظاهر كند بىصدف صورت ظاهر نكنند تا نظر نامحرمان بر آن نيايد . چون اين مقدمات معلوم كردى اكنون بدانكه انبياء و اولياء در و لئالى معانى را در صدفهاى صورت تعبيه كردهاند و مىكنند و با خلق مىگويند تا بطفيل صدف صورت در و لئالى معانى را قبول كنند باشد روزى جوهرى شوند و باخبر گردند و در و لئالى معانى را در صدفهاى صورت بشناسند و از آن برخوردار شوند و اگر ايشان جوهرى نشوند باشد بدست جوهرى افتد و در را در صدفها بشناسد و از آن برخوردار شود و اين چندين مذاهب مختلف كه پيدا آمدند بدين سبب پيدا آمدند كه طريقه سخن گفتن انبياء و اولياء را ندانستند و مصلحت در آن بود كه ايشان كردند كه هر دانايى كه در معانى را بىصدفهاى صورت ظاهر گردانيد زحمات بسيار بوى رسيد اما اين بيچاره در اين كتاب « كشف الحقائق » در معانى را بىصدف صورت خواهد آورد و سخن مرموز و در لباس نخواهد گفتن از جهت آنكه اينها نه سخن منست سخن ديگرانست كه گفته مىشود كه هر كس چه گفتهاند كتاب « مقصد اقصى » خاص سخن اين بيچاره است و سخن در وى من اوله الى آخره سخن متقدمان است . هرچند مىخواهم كه سخن دراز نشود نمىشود و از مقصود مىمانم « 1 » .
--> ( 1 ) - آغاز كتاب اينست