عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
294
كشف الحقايق ( فارسى )
غيبيه عنى فانى اذا نظرت اليه ذكرت الدنيا و زخارفها . ( نهج البلاغة ج 2 ص 75 ) و به عبارت و الفاظ ديگر در جامع الصغير ج 2 ص 116 » صفحه ( 128 ) - سيم آنكه هرگز تزكيه نفس خود نكند . مضمون آيه مباركه است كه : « فَلا تُزَكُّوا أَنْفُسَكُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقى » ( سوره نجم آيه 32 ) و مضمون حديث وارده از مرد مردان عالم در وصف مؤمنان : « و اذا زكى احدهم خاف مما يقال له فيقول انا اعلم بنفسى من غيرى و ربى اعلم بى من نفسى اللهم لا تؤاخذني بما يقولون و اجعلنى افضل مما يقولون و اغفر لى ما لا يعلمون . » ( نهج البلاغة ج 2 ص 187 ) . صفحه ( 130 ) - بايد كه او را به دبيران فرستد - ظاهرا دبيران را بمعنى مكتبخانه استعمال كرده است و آن را ترجمه « كتاب » عربى كه بمعنى مكتبخانه است قرار داده است و اين معنى در فرهنگهاى فارسى مذكور نيست و از آنان فوت شده است . احتمال اينكه مقصود از دبيران مفهوم جمع « دبير » باشد بسيار ضعيف است زيرا تعديه « فرستد » با حرف « ب » مؤيد اينست كه عزيز اين كلمه را به همان معنى مكتبخانه به كار برده است و بعيد نيست كه ( ان ) در آخر دبيران پسوند اتصاف به زمان و مكان باشد . صفحه ( 130 ) - كه فرض « عين » باشد . . . و در سطور بعد : كه فرض « كفايت » باشد - يعنى واجب عينى باشد در مقابل واجب كفائى و واجب عين يا عينى آنست كه اقامه و انجام آن بر هر مسلمان مكلفى واجبست و اگر بعضى آن را انجام دهند موجب اسقاط تكليف از ديگران نمىگردد مانند نمازهاى يوميه و ديگر فرائض عينى . و واجب كفائى آنست كه جامعه مسلمان مكلف و موظف به اقامه و انجام آنست و همينكه فردى آن مهم را كفايت كرد از ديگران ساقط مىگردد مانند جهاد و نماز ميت و غيره . و عنوان « فرض كفايت » براى طلب علم شريعت مبتنى است بر اين آيه شريفه : « وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » . ( سوره توبه آيه 122 ) . صفحه ( 132 ) - فصل - بدانكه ادب اول در سلوك . . . . الخ - مندرجات اين فصل همه مأخوذ است از مطالب فصول اوليه كتاب « قوت القلوب » ابى طالب مكى ( از فصل ششم تا فصل چهاردهم ) كه مؤلف « قوت القلوب » بتفصيل تمام در فصول مذكور آن كتاب كه از امهات و اصول كتب تصوف است آن را بيان كرده است و بعد از او نيز « سهروردى » در « عوارف المعارف » ( باب 47 ببعد ) اين آداب را