عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

254

كشف الحقايق ( فارسى )

نهاية الاقدام شهرستانى 356 - 370 التوحيد صدوق ص 63 - 75 و كتب صاحب بن عباد و سيد مرتضى علم الهدى ( رض ) كه قسمتهائى از آن قبلا نقل شد . صفحه ( 13 ) - و كلام او قديم است - يكى از اصول عقايد « اشاعره اهل سنت » اعتقاد بقدم قرآن و عدم حدوث و مخلوقيت آنست و اجمال اين عقيده چنينست كه : كلام حق تعالى صفت ازلى حضرت بارى است و مخلوق و محدث نيست ( يعنى همچنان‌كه حق تعالى تا بوده حى و قادر و عالم و سميع و بصير بوده متكلم نيز بوده و خواهد بود ) اما معتزله قرآن را مخلوق و محدث مىدانند و هر يك از فريقين نيز آيات چندى از كلام الله مجيد را دليل و شاهد صحت اعتقاد خود و بطلان اعتقاد طرف مىآورند اين مسئله كه از امهات مسائل كلامى اشاعره و معتزله و ديگر فرق متفرعه از اين دو فرقه است بخصوص در نيمه قرن دوم تا نيمه قرن سوم بسيار مورد توجه مسلمين قرار گرفت و خلقى كثير به بحث درباره آن پرداختند و باصطلاح مدتها « مسئله روز » مىبود و سرهاى بسيار بر سر آن بباد رفت تا به جائى كه در كتب تاريخ و كلام از اين مسئله به مسئله « محنت » و « فتنه » تعبير مىشود و مراد متكلمين از مسئله « خلق » نيز همين مسئله است . برخى از صاحب‌نظران احتمال داده‌اند كه عقيده بقدم و عدم مخلوقيت قرآن متأثر و مشرئب از اعتقاد مسيحيان بقدم « كلمة الله » « 1 » است يعنى همچنان‌كه نصارى حضرت مسيح را بعنوان « كلمة الله » يا « كلمه » قديم و ازلى و يكى از اقانيم ثلثه مىشناسد اشاعره نيز در تحت تأثير اين عقيده قرار گرفته و قرآن را كه كلام خداست نيز قديم و ازلى و غير مخلوق مىشمارند ( رجوع فرمائيد به « الابانة عن مذهب اهل العدل » تأليف صاحب بن عباد ص 15 ) اين نكته شايسته تصريح است كه اشاعره كه قرآن را قديم مىدانند معانى را قديم مىدانند و الفاظ را حادث و معتزله كه بر خلاف ايشان معتقدند قرآن را لفظا و معنى محدث مىدانند و در اين ميان « حنابله » طرفه قولى و غريب اعتقادى دارند كه مىگويند قرآن مجيد لفظا و معنى ازلى و قديم و غير - مخلوقست . براى استحضار بر اقوال تفصيلى و مشروح راجع بقدم يا حدوث و مخلوقيت قرآن بكتب كلامى و اعتقادات هر يك از فريقين رجوع فرمائيد و

--> ( 1 ) « در ابتدا كلمه بود و كلمه نزد خدا بود و كلمه خدا بود » آيه 1 و آيت‌هاى تاليه آن در انجيل يوحنا .