عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

253

كشف الحقايق ( فارسى )

و عبارت منسوب به سيد به سيدالشهدا ( ع ) كه : « عميت عين لا تراك الغيرك من الظهور ما ليس لك حتى يكون هو المظهر لك ؟ » يا : « اللهم اجعلنى أخشاك كانى أراك » و غيره نيز منصرف به همين معانى و تأويلاتست . اما صوفيه كه در مسائل ملاك ديگرى دارند و مقياسشان در اين مطالب با مقياس فقها و متكلمان جداست در مسئله رؤيت نيز عقايد خاصى دارند و بعضى از آنان خود به چشم خويش خداى را در صورت زيبا پسر امردى مشاهده كرده است ؟ ! و از جمله مسائل اين مطلب يكى هم آنست كه بعضى از اشاعره معتقدند كه رسول اكرم در شب معراج با چشم سر بفيض رؤيت حق سبحانه تعالى نائل شده است و مستند ايشان در اين اعتقاد آياتى چند از سوره مباركه « و النجم » است كه : « ما كذب الفؤاد ما رأى و لقد رآه نزلة اخرى عند سدرة المنتهى أ فتمارونه على ما يرى ما زاغ البصر و ما طغى » . كه مبطلين رويت نيز براى ابطال رويت به همين آيات هم تمسك مىجويند نظامى گنجوى شاعر بزرگ ما نيز چنين اعتقادى داشته است كه در وصف معراج در « مخزن الاسرار » مىگويد : آيت نورى كه زوالش نبود * ديد بچشمى كه خيالش نبود ديدن او بىعرض و جوهر است * كز عرض و جوهر از آن سوتر است مطلق از آنجا كه پسنديد نيست * ديد خدا را و خدا ديدنى است ديدنش از ديده نبايد نهفت * كورى آن‌كس كه نديده بگفت ديد پيمبر نه بچشمى دگر * بلكه بدين چشم سر اين چشم سر ديدن آن پرده مكانى نبود * رفتن آن راه زمانى نبود هر كه در آن پرده نظرگاه يافت * از جهت بىجهتى راه يافت ( مخزن الاسرار ص 18 - 19 ) بارى بحث درباره « رؤيت » بحثى نيست كه بطور عرضى و استطرادى و بنحو اختصار مورد مطالعه قرار گيرد . علاوه بر آنكه در كتب كلام و عقائد ابواب مستقلى براى آن گشوده‌اند برخى از بزرگان كتابهاى جداگانه نيز دراين‌باره تاليف كرده‌اند از جمله « ابى بكر بيهقى متوفى 458 » و « قاضى عبد الجبار معتزلى » و علامه معاصر مرحوم سيد عبد الحسين شرف الدين عاملى متوفى در 1379 - ه و براى اطلاع از اقوال مفصل درباره رويت رجوع فرمائيد به : الابانة ابى الحسن اشعرى ص 10 - 19 الاعتقاد بيهقى ص 45 - 53 الانصاف باقلانى ص 156 - 171 اصول الدين بغدادى ص 97 - 102