عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
152
كشف الحقايق ( فارسى )
ناسزا يكيست بذات خود و يگانه است بصفات خود و اين وجود هرگز نباشد كه نباشد و اينچنين شنيدهاند و مىگويند . و آنچه معرفت اهل استدلال است مر وجود واجب الوجود را بيش از اين نيست كه مىگويند كه ما اين موجودات را بىهيچ شكى متغير مىيابيم و متغير هرآينه حادث باشد و وجود حادث بىوجود قديم محالست يعنى وجود حادث در هستى خود هرآينه محتاج به غير باشد و وجود غير حادث به ضرورت قديم باشد و چون قديم به ضرورت لازم مىآيد و در دو ، ضرورت نيست پس قديم يكى باشد اگر فهم نكردى روشنتر بگويم : يعنى مىگويند كه بعضى موجودات از عدم بوجود مىآيند و باز از وجود بعدم مىروند و بيقين معلوم است كه هيچ چيز به خود موجود نشود و هيچ چيز به خود معدوم نگردد زيرا كه اگر ذات آن چيز مقتضى وجود بودى او هرگز معدوم نبودى پس چون موجود مىشود و معدوم مىگردد از اينجا به ضرورت دو چيز لازم آيد : يكى آنكه ذات آن چيز قابل وجود و عدمست و « ممكن » عبارت از اينست . دوم آنكه به غير وجود ممكن وجود ديگر هست كه يك طرف ممكن را ترجيح مىكند و وجود غير ممكن « واجب » باشد و چون واجب به ضرورت لازم مىآيد و در دو ضرورت نيست پس به ضرورت واجب يكى باشد . هستى واجب الوجود و يگانگى او را بدينطريق اثبات مىكنند . باز اين وجود را ببعضى موجودات كه يافتهاند اضافه مىكنند و از بعضى سلب مىكنند و از اين جهت او را به اضافه صفات ثبوتى و صفات سلبى اثبات مىكنند . اينست بيان اهل تقليد و بيان اهل استدلال در اثبات واجب الوجود و وحدت واجب الوجود . سؤال و جواب « 1 » بدانكه از حضرت امير المؤمنين « 2 » على عليه السلام سؤال كردند كه خدا چيست ؟ فرمود كه : « الموجود الذى لا يمكن ان يتغير » و ديگر سؤال كردند
--> ( 1 ) - فصل ( 2 ) - امام المتقين