عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

150

كشف الحقايق ( فارسى )

خلقست و وجود حادث خلق خدايست و اگر وجود قديم نباشد بيقين هيچ چيز از موجودات نباشد و چون بيقين چيزى موجود است پس ضرورت چيزى قديم باشد و چون وجود قديم ضرورى است و در او ضرورت نيست پس وجود قديم به ضرورت يكى باشد و اگر اين وجود قديم عالم و مريد و قادر نباشد بيقين هيچ چيز از محدثات موجود نباشد و چون بيقين چيزى از محدثات موجود است پس وجود قديم به ضرورت عالم و مريد و قادر باشد . و اهل حكمت هم مىگويند كه وجود در قسمت اول هم بر دو قسمست : واجبست يا ممكن از آنكه هر وجودى كه باشد از اين خالى نباشد كه يا در هستى خود محتاج به غير باشد و هو الممكن يا نباشد و هو الواجب تعالى و تقدس و وجود واجب خداى خلقست و وجود ممكن خلق خداست و اين وجود واجب مصدر ممكنات و موجب به ذاتست و علت اول و فاعل مطلقست . و اهل حلول و اتحاد هم مىگويند كه وجود بر دو قسمست نور است و يا مظهر نور است و نور قديمست و تغيير و تبديل و تفاوت نقصان در وى روا نيست و مظهر نور حادث و تغيير و تبديل و كمال و نقصان در وى رواست و نور خداى خلق است و مظهر نور خلق خدايست . و اهل وحدت مىگويند كه وجود يكى بيش نيست و آن وجود خدايست و به غير از وجود خداى چيزى ديگر موجود نيست . بدانكه اهل كثرت دو طايفه‌اند يك طايفه را اهل شريعت مىگويند و يك طايفه را اهل حكمت مىخوانند و اهل وحدت هم دو طايفه‌اند يك طايفه را اصحاب نار مىگويند و طايفه ديگر را اصحاب نور مىخوانند و ما سخن هر چهار طايفه را در اين رساله بشرح بياوريم بىزياده و نقصان . باب در سخن اهل كثرت كه اهل شرع و حكمتند در بيان وجود واجب الوجود تعالى و تقدس بدانكه اهل شريعت و اهل حكمت مىگويند كه از مخلوقات هيچ