عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
146
كشف الحقايق ( فارسى )
باشد آدمى به جايى رسد كه آن را بداند و هر چيز كه دانستن آن ممكن نباشد آدمى آن را نداند مثلا چنان كه آدمى نداند كه اجزاى خاك و قطرات باران و برگ درختان چند است و مانند اين ممكن نيست آدمى را شمردن و دانستن اين چيزها و هر كه خداى را نه چنين عالم و متكلم و سميع و بصير مىداند خداى را نمىداند . فصل در نصيحت بدانكه مقام رضا و مقام حريت هر دو يك مقام است زيرا كه مقام رضا عبارت از ترك اختيار است و مراد از ترك اختيار آنست كه او را هر دو طرف مقابل و يكسان باشد يعنى توانگرى و درويشى و صحت و مرض و حيات و ممات به نزديك او يكسان باشد اينست معنى : لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَ لا زَمْهَرِيراً « 1 » حرارت زنجبيل و برودت كافور پيش او يكى باشد يعنى حرارت مراد و قبول و برودت نامرادى و رد او را يكسان نمايد . و مقام حريت و آزادى قطع پيوند است و مراد از آزادى و قطع پيوند آنست كه هر دو طرف يكسان باشد . چون اين مقدمات معلوم كردى بدان كه : هر كرا دو طرف مقابل شد او بهشتى است و علامت آنكه هر دو طرف او را مقابلست آنست كه اگر درويشى باشد از توانگرى گذشته اندوهگين نباشد و اگر توانگرى باشد از درويشى نيامده نترسد : فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ « 2 » الحزن على ما فات و الخوف مما لم يأت . اگر صحت برود و مرض آيد اندوهگين نشود و اگر مرض برود و صحت آيد شاد نگردد : لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ « 3 » اگر فهم نكردى روشنتر بگويم : اى درويش راحت و خوشى را وجود نيست و هر عاقل كه كارى مىكند و سببى را مباشرت مىنمايد از جهت آنست تا از خود دفع رنج و ناخوشى كند و اگرچه آن كار كه مىكند رنج و ناخوشيست اما رنج و ناخوشى مراتب دارد
--> ( 1 ) - دهر 13 ( 2 ) - بقره 38 ( 3 ) - حديد 23