عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

138

كشف الحقايق ( فارسى )

زياده بود چنان كه : إِنَّما يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ « 1 » و رسول مىفرمايد : « انا اعلمكم بالله و اخشاكم لله » و چنان كه آن عزيز گفته است : بيت : نزديكان را بيش بود حيرانى * كايشان دانند هيئت « 2 » سلطانى و گفته‌اند كه محالست كه كسى او را بشناسد و دوست ندارد زيرا كه محبت ميل است به چيزى كه موافق و مناسب بود پس علم هر كه زياده بود به آن چيزى كه مناسب و موافق وى بود محبت وى زياده بود و از اينجا گفته‌اند : « المحبة نهاية علم العبد الى الله تعالى و العشق افراط المحبة » . فصل « 3 » در بيان سخن اهل وحدت در سلوك و آنچه تعلق بسلوك دارد بدانكه بعضى از اهل وحدت مىگويند كه سالكان بر دو قسمند : يك قسم ارضى و يك قسم سماوى يعنى قسمى سير و سلوك در ارض مىكنند و قسمى طيران و جولان در سما مىكنند . سالكان ارضى مركبى دارند كه به آن مركب در ارض سلوك مىكنند و بىآن مركب امكان سلوك ندارند . و سالكان سماوى براقى دارند كه به آن براق در سما طيران مىكنند و بىآن براق امكان طيران ندارند . مركب سالكان ارضى ذكر است و مركب و براق سالكان سماوى فكر است مركب سالكان ارضى كه ذكر است چهار شرط دارد كه بىآن چهار شرط سير نمىتوانند كردن و براق سالكان سماوى كه فكر است چهار پر دارد كه بىآن چهار پر طيران نمىتوانند كردن . و بعضى ديگر هم از اهل وحدت مىگويند كه مركب سالكان ارضى مجاهده است و براق سالكان سماوى مشاهده است مركب سالكان ارضى كه مجاهده است چهار شرط دارد كه بىآن چهار شرط سير نمىتوانند كردن اول صحبت داناست دوم امتثال امر داناست سيم ذكر دوامست ( كذا فى الاصل كه گرچه موجه است ولى شايد : ذكر دائم است يا دوام ذكر است ) چهارم تقوى

--> ( 1 ) - فاطر 25 ( 2 ) - كذا فى النسختين - شايد - هيبت ( 3 ) - باب دوم