عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
109
كشف الحقايق ( فارسى )
وجود قطره با دريا پيوست در دريا امتياز نباشد . چون اين مقدمه معلوم كردى اكنون بدان كه مىگويند كه عالم اجسام را يك روح است يعنى عالم ارواح به مثابه يك شمعست و هر فردى از افراد عالم اجسام به مثابه آينه و زجاجهاند يا خود گوى كه عالم ارواح به مثابه يك نورست و هر فردى از افراد عالم اجسام به مثابه دريچه و روزنى پس تغيير و تبديل در دريچه و زجاجه هست و در شمع و نور نيست و نبوده است . يا چنين گوى كه جسم جماد به مثابه مشكات و جسم نبات به مثابه زجاجه است و جسم حيوان به مثابه فتيله است و جسم انسان به مثابه زيت و عالم ارواح به مثابه نار است . فصل چون دانستى كه عالم ارواح يك نور است كه از چندين هزار دريچه سر بيرون كرده است و مىگويد و مىشنود و مىبيند « 1 » اكنون بدان كه همين نور بود كه سر از دريچه آدم بيرون كرده بود و مىگفت و مىشنيد و مىديد . و همين نور بود كه سر از دريچه نوح بيرون كرده بود و اين صفات با او بود و همين نور بود كه سر از دريچه ابراهيم ( ع ) بيرون كرده بود و همين نور بود كه سر از دريچه موسى بيرون كرده بود و همين نور بود كه سر از دريچه عيسى و محمد ( ص ) بيرون كرده بود و همچنين در شداد و نمرود و فرعون و ابو جهل و يزيد ميدان و اكنون كه در ما مىبيند و مىگويد و مىشنود همان نور است يعنى تقديرا پيش از اين به چندين « 2 » سال بوده كه مىديده و مىشنيده و مىگفته اكنون همان نورست كه مىبيند و مىشنود و بعد از اين به صد هزار سال همين نور خواهد بود كه بيند و شنود و گويد و همين نور است كه به چندين هزار اسامى مسماست . اى درويش اگر به نزديك تو ابراهيم مرد دراز بالا و با ريش دراز است محمد ابراهيم نباشد و اگر به نزديك تو ابراهيم انسان كامل بود محمد ابراهيم
--> ( 1 ) - ابتداى قسمتى كه در نسخه آستانه پس از مطالب ص 87 به شرحى كه در پاورقى همان صفحه تذكر داده شد آمده است . ( 2 ) - چند هزار