عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
100
كشف الحقايق ( فارسى )
جواب جهت آنكه گفته شد كه مىبايد كه آن صورت و آن صفت ممكن باشد و در آن مراتب خود صورت و صفت كمال باشد و از اينجا گفتهاند كه خداى بر ممكنات قادرست و بر محالات قادر نيست و از اينجا گفتهاند كه خداى موصوف بصفات كمالست موصوف بصفات نقصان نيست اگرچه افراد اين وجود بسيارست و حد و نهايت ندارد اما جمله در دو مرتبه حاصلست : محسوس و معقول كه عالم ملك و ملكوتست . عالم ملك سه مرتبه است و عالم ملكوت هم سه مرتبه اول جماد و نبات و حيوان دوم طبيعت و نفس و روح . چون اين مقدمات معلوم كردى اكنون بدان كه انسان مجموع هر دو عالمست يعنى بهر صورت و صفت كه امكان دارد كه آن صورت و آن صفت نباشد اين وجود به آن صورت و آن صفت مصور و موصوف است و به يك صورت كه جمله صورتها و صفتها در آن صورت مندرج باشد هم مصورست و آن انسانست و آن عزيز از سر همين نظر فرموده است : رباعى اى نسخه نامه الهى كه تويى * وى آينه جمال شاهى كه تويى بيرون ز تو نيست هرچه در عالم هست * از خود بطلب هرآنچه خواهى كه تويى يعنى انواع كائنات اگرچه هريك آينهاند اما نوع انسان آينه گيتىنماست و اگرچه هر فردى از افراد موجودات جاميست اما دانا جام جهاننماست . پس انسان دانا مجموع مراتب آمد و معجون اكبر و جام جهاننماى آمد و آن عزيز از سر اين نظر فرموده : رباعى در جستن جام جم جهان پيمودم * روزى ننشستم و شبى نغنودم ز استاد چو وصف جام جم بشنودم * خود جام جهاننماى جم من بودم اى درويش اگر بيت الله است و اگر بيت المقدس و اگر بيت المعمور و اگر سدرة المنتهى و اگر لوح المحفوظ و اگر عرش اعظمست و اگر اعلى عليين همه صفات و مقامات آدميست و اگر علمست و اگر عقلست و اگر ملك است