عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

مقدمهء مصحح 12

كشف الحقايق ( فارسى )

بفرض آنكه اين دو تاريخ را صحيح و بدون هيچ‌گونه تصحيف و تحريف و كاملا منطبق با واقع تلقى كنيم چون « ابتداى درخواست درويشان براى تأليف كتاب » سال 671 بوده است و چون برطبق ادعاى عزيز در تشرفى كه در عالم رؤيا بحضور حضرت ختمى مرتبت ( ص ) نائل شده و حضرت ختمى مرتبت ( ص ) به استدعاى شيخ سعد الدين حمويه عزيز را از نشر و اشاعه كتاب كشف الحقائق نهى فرموده است ( و اين واقعه در شب دهم ماه جمادى الاولى سال 680 - ه رخ داده است ) و باز بدليل آنكه عزيز مىگويد به حضرت رسول اكرم ( ص ) عرض كردم كه : « . . . . بعضى از اين كتاب را نوشته‌اند و بهر طرفى برده رسول فرمود آنچه خود رفته ، رفته باقى را اظهار مكن . . . » و از طرفى نسخ موجود كشف الحقائق فقط تا پايان رساله هفتم را واجد است و به شرحى كه قبلا گفته شد مىتوان احتمال داد كه اين هفت رساله همانهائى بوده كه عزيز از آن بعنوان : « . . . بعضى از اين كتاب را نوشته و بهر طرفى برده‌اند . . . » تعبير مىكند و پس از ديدن خواب كذائى ديگر به كلى از تأليف بقيه رسالات كشف الحقائق تا پيش از حلول سال هفتصد منصرف گشته است و قبل از پايان قرن هفتم نيز عزيز از دنيا رفته است و از طرفى ديگر به قرارى كه در بعضى از رسائل كتاب « انسان الكامل » قيد شده است تاريخ تأليف آن رسالات سلخ رمضان سال ششصد و نود و يك هجرى اشعار و تصريح شده است و باز چون محققا عزيز كشف الحقائق را پيش از « انسان الكامل » تأليف كرده است زيرا در اين اخير از كتاب « كشف الحقائق » نام مىبرد و مىگويد : « . . . و ما اين بحث را ( يعنى ولايت را ) در كتاب كشف الحقائق بشرح تقرير كرده‌ايم اگر خواهند از آنجا طلب كنند . . . » ( انسان . ص 110 ) على هذا با توجه بقول خود عزيز مىتوان گفت كه شايد تاريخ تأليف رسائل كشف الحقائق ميان سالهاى ششصد و هفتاد و يك الى ششصد و هشتاد بوده است و سپس بعدها عزيز مقدمه اين كتاب را نوشته و پيش از فاتحة الكتاب بكتاب الحاق كرده است . اما آنچه اين احتمال را ضعيف و مخدوش مىسازد يكى آنست كه اطمينانى به صحت اين ارقام تاريخ ( و بالخصوص سال 671 ) نيست و ديگر آنكه در طى كتاب كشف الحقائق كرارا ( از جمله در صفحات 107 و 134 نسخه حاضر ) عزيز نسفى نام مرشد و شيخ خود شيخ سعد الدين حمويه ( متوفى به سال 650 و يا 658 ) را با جمله دعائيه « سلمه اللّه و ابقاه » و « سلمه اللّه تعالى » مىآورد و اين معنى مىرساند كه تأليف كتاب كشف الحقائق ( يا لا اقل تأليف آن قسمت از كتاب كه در آن از « سعد الدين حمويه » ياد شده است در وقتى بوده است كه شيخ سعد الدين حمويه زنده بوده است يعنى پيش از سال ( 650 ) يا ( 658 ) و بهر حال احتمال اين موضوع كه ممكنست عزيز از مرگ مرشد و مراد خود تا سالهاى ميان ( 671 ) و ( 680 ) نيز بىخبر مانده باشد علاوه بر آنكه بسيار مستبعد است خلاف آن نيز ثابت است زيرا عزيز در پايان رساله چهارم « انسان الكامل » تصريح مىكند كه رساله دوم را « . . . در خراسان در بحرآباد بر سر تربت شيخ المشايخ سعد الدين حموى قدس اللّه روحه العزيز جمع كردم . . . » و بفرض آنكه اقامت عزيز را در بحرآباد خراسان در حين عبورش از خراسان پس از فرار از بخارا كه در سال 671 واقع شده است بدانيم لا غير تأليف كشف الحقائق چندين