عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
86
كشف الحقايق ( فارسى )
پس باتفاق اهل حكمت و اهل تناسخ نفس انسانى را فيض گويند . اما اهل تناسخ مىگويند كه اين از عالم علوى بهواسطه نور ثوابت و سيارات بطلب كمال به اين عالم سفلى مىآيند و در عالم علوى پيش از آمدن بالفعل موجود بود و اهل حكمت مىگويند كه اين فيض پيش ازين قالب موجود نبود اكنون با قالب بالفعل موجود شد و اين سخن ترا جز به مثالى معلوم نشود : مثلا شعاع آفتاب كه در خانه هر كسى تافته است باتفاق عكس آفتابست و از مقابله آفتاب پيدا شده است اما اهل تناسخ مىگويند كه اين شعاع ممتد است با قرص آفتاب و از قرص آفتاب مىآيد و پيش از اين كه در خانه پيدا آيد موجود بود يعنى مىگويند كه شعاع آفتاب در عالم منتشرست و با آفتاب مىگردد و از آنچه هست هرگز كم و زياده نمىشود و هر كجا محل مىيابد بر وى پيدا مىآيد و اهل حكمت مىگويند كه اين شعاع در همين خانه موجود مىشود و از جايى نمىآيد و پيش از اين كه در اين خانه ظاهر شود موجود نبود و اين بنا برآنست كه در نور اين خاصيت است كه هر جسمى كه در مقابله وى افتد شعاعى بر آن جسم موجود شود بحسب مراتب اجسام كه بعضى از اجسام باشند كه قابل شعاع بيشتر باشند و چنان كه در هيچ چيز نيست كه خاصيتى نيست در نور هم اين خاصيت است كه گفته شد . و در آب صافى و آينه روشن اين خاصيتست كه هر چيز كه در مقابله وى افتد صورت آن چيز در او نمودار گردد و هيچ شك نيست كه اين صورت كه در آب و آينه موجود است پيش از از اين مقابله موجود نبود پس صورت كه در آينه است و شعاع كه بر ديوار است عرض ( كذ - ظ : عرضى است ) كه از مقابله آفتاب و آينه پيدا مىآيند . سخن دراز شد و از مقصود دور افتاديم . غرض ما نفس انسانى بود كه پيش از قالب بالفعل موجود نبود و اين هم بنا برآنست كه اركان اربعه اين خاصيت دارند كه چون با يكديگر امتزاج يابند چنان كه مزاج پيدا آيد بحسب مراتب مزاج و نطفه اين خاصيت دارد كه چون در رحم افتد و مانعى نباشد نقش ( كذا - شايد : نفس ) در وى پيدا آيد و