عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
72
كشف الحقايق ( فارسى )
فصل بدانكه اهل شريعت خلاف كردهاند كه خداوند تعالى روح انسان را در اصل فطرت در استعداد و قابليت بر تفاوت آفريد يا يكسان آفريد . بعضى مىگويند كه بر تفاوت آفريد اينست معنى : « السعيد من سعد فى بطن امه و الشقى من شقى فى بطن امه » و اينست معنى : « الناس معادن كمعادن الذهب و الفضة » و بعضى مىگويند كه يكسان آفريد اما چون بعالم شهادت آمدند و بقالب اتصال يافتند بسبب تربيت پدر و مادر و بسبب سعى در علم و عمل بر تفاوت شدند اينست معنى : « كل مولود يولد على الفطرة فأبواه يهودانه و ينصرانه و يمجسانه » و اينست معنى : « المرء على دين خليله » اكنون بدان كه هر انسانى را چند روح است . فصل بدانكه انسان روح طبيعى دارد و محل وى جگرست كه در پهلوى راستست . و روح حيوانى دارد و محل وى دلست كه در پهلوى چپست . و روح نفسانى دارد و محل وى دماغست . و روح انسانى دارد و محل وى روح نفسانيست . و روح قدسى دارد و محل وى روح انسانيست . و روح قدسى به مثابه نار است و روح انسانى به مثابه روغن و روح نفسانى به مثابه فتيله و روح حيوانى به مثابه زجاجه است و روح طبيعى به مثابه مشكات اينست معنى : اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ . . . الآيه « 1 » و آنچه حقيقت اين سخنست به نزديك اهل شريعت آنست كه چون فرزند در رحم مادر سه چله كه چهار ماه باشد برمىآرد خداوند تعالى ملكى مىفرستد تا اين روح انسانى را كه از عالم امرست و پيش از قالب اين فرزند به چندين هزار سال آفريدهاند و در جوار حضرت عزت مىبوده است در اين فرزند بدمد تا فرزند بعد از سه چله زنده شود و حيوة يابد .
--> ( 1 ) - نور 35