عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

58

زبدة الحقايق ( فارسى )

چيز « ديگر » حجاب او نمىشود . و عروج انبيا دو نوع است ، شايد كه به روح باشد ، بىجسم . و شايد كه به روح و جسم هر دو باشد . و عروج اوليا به يك نوع باشد ؛ « 1 » عروج روح باشد ، بىجسم . « 2 » چون اين مقدمات فهم « 3 » كردى ، اكنون بدان ، كه غرض ، در اين موضع ، بيان اين سخنان نيست . [ و غرض ما بيان عروج انبيا نيست ] . و از جهت آنكه معراج انبيا معروف و مشهور است . غرض ما در اين موضع ، تنبيه و ترغيب سالكان است ؛ تا در رياضات و مجاهدات كامل شوند . « 4 » و در « 5 » راه بازنمانند . تا [ باشد كه ] بدين سعادت و دولت برسند . « 6 » و بعد از رضا و لقاى « 7 » خداى تعالى ، كدام سعادت بهتر از اين باشد [ كه ] احوال بعد از مرگ « پيش از مرگ » سالك را معاينه شود . و به مقام بازگشت او را مشاهده افتد . « 8 » « اى درويش ! » « اين كارى عظيم است ، كه احوال بعد از مرگ پرسالك معاينه شود . و مردم از اين معنى غافلند . و گرنه مىبايست كه شب و روز در سعى و كوشش بودندى ، تا احوال بعد از مرگ ، برايشان مكشوف گشتى و مقامى كه بازگشت ايشان خواهد بود ، برايشان معاينه شدى » و سالك « 9 » سه چيز را به غايت اعتبار كند ، « 10 » اول سلوك ، دويم جذبه ، سيم عروج ، هركه اين سه مقام « 11 » ندارد ، پيشوايى را نشايد . سلوك عبارت از روش « 12 » است ، و جذبه عبارت از كشش است و عروج عبارت از بخشش است « تا سخن دراز نشود و از مقصود باز نمانيم » . اى درويش ! عروج اهل تصوف ، عبارت از آن است كه روح سالك در حال صحت و بيدارى از بدن سالك بيرون آيد . و احوالى كه بعد از مرگ بر وى مكشوف خواست گشت ، « 13 » اكنون پيش از مرگ ، بر وى مكشوف گردد و بهشت و دوزخ مشاهده كند . و احوال بهشتيان و دوزخيان

--> ( 1 ) . است . ( 2 ) . به جاى « عروج روح باشد ، بىجسم » . آمده است « به روح بىجسم » . ( 3 ) . معلوم . ( 4 ) . كاهل نشوند . ( 5 ) . از . ( 6 ) . به اين سعادت مشرف شوند و به اين دولت برسند . ( 7 ) . بعد از لقاى رضاى خداى . ( 8 ) . و مقام او كه بازگشت او به آن خواهد بود مشاهده افتد . ( 9 ) . سالكان . ( 10 ) . كنند . ( 11 ) . چيز . ( 12 ) . كوشش . ( 13 ) . شد .