عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )
36
زبدة الحقايق ( فارسى )
نيز مريد شيخ خواهد شد . ان قسمت از سؤال و جوابها كه در امور اجتماعى است ، سخت بيانگر نحوه برخورد عوام مردم با اين دغل دزدان اجتماعى بوده كه در لباس شيخى و قطبى و مرادى دست يارى به حكومتگران داده بودهاند در جهت غارت عوام . بههرحال ، مرد جهرمى سؤال مىكند كه درويشان عادتا پياده و بىتجهيز به زيارت مكه مىروند ، وى چرا با اسب و غلام و نوكر و سپاهى و سلاح رفته است . آن شيخ صوفى پاسخ مىدهد كه اولا رسول اللّه سواره به حج رفت ، نه پياده و ثانيا امام نواوى « 1 » حج سواره را افضل از حج پياده دانسته است . غرض از بردن سلاح و محافظ به خاطر آن بوده كه خود را از خطر مصون بدارد و جان خود را - كه لا بد ذخيره اسلامى و ملى است - محفوظ بدارد و مضاف آنكه از پيامبر اسلام نيز تا قبل از آنكه آيه « وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ » نازل نشده بود ، جماعت مسلمى پاسدارى مىكردند . باز سائل سؤال مىكند كه : درويشان را عادت بر اين است كه ساده زندگانى كنند بىتكلف و تجمل ، علت آنكه آن حضرت عمارت به تكلف مىكند و از مكه دستور مىفرستد كه خانه را چنين و چنان بسازيد ، چيست ؟ ، وى پاسخ مىدهد كه اعمال به نيات است ، سليمان و يوسف نيز شاهانه زيستند ، اما دستگاه آنان مانع از نبوت نبوده و اگر كسى با وجود ثروت و نعمت به خدا طاغى نشود ، البته داشتن ثروت بىاندازه ايرادى ندارد . باز سؤال مىشود كه علت اينكه ايشان اموال مردم را مىگيرد با وجود اينكه خود ثروت كلانى دارد ، چيست ، حضرت ايشان پاسخ مىدهند كه من در راه نيك و خير آنها را مصرف مىكنم و به اجتهاد من اگر آن اموال را قبول نكنم خود را مقصر مىدانم و از خداى عز و جلّ ترسانم . « 2 » در گذشتههاى دور تصوف ، تاريخ كمتر چنين محاجههايى را نشان داده است . تصوير زندگى اجتماعى صوفيان از قرون 4 و 5 به بعد است كه به اين شكل درآمده و از قرون 6 و 7 به بعد كمتر صوفى مرشد و قطبى را مىبينيم كه به نحوى دم او با دم اعيان زمانه گره نخورده باشد و يا خود يكى از اعيان زمانه نشده باشد ، البته منظورمان از اعيان كسانىاند كه از جهات مالى و حكومتى جنبه اشرافى دارند . با گذشت زمان به تدريج ديندارى صوفيان به دنيادارى گرايش مىيابد . در آغاز تصوف ، صوفيان را لقبى نيست مگر آنكه ابو العباس ، قصاب باشد يا بشر ، حافى . بعدها القابى مثل بهاء الدين ، جلال الدين و صلاح الدين مىيابند و پس از آن شاه مىشوند ، مثل رونق على شاه ،
--> ( 1 ) . محيى الدين ابو زكريا يحيى بن شرف الدين از بزرگان علماى دين در قرن هفتم هجرى و صاحب تأليفاتى در حديث و فقه مىباشد . ( 2 ) . طرائق الحقائق ، نايب الصدر ، ج 3 ، صص 155 و 156 .