عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

24

زبدة الحقايق ( فارسى )

صد پاره كتاب جمع كرده‌ام ، عزيز آن جمله را در ده رساله جمع كرده و هرچند كه من در اخفا و پوشيدن سعى كرده‌ام ، او در اظهار كوشيده ، انديشه مىكنم كه مبادا از اين رهگذر ناجنسى آزارى به او برساند » . « 1 » بيان اين رؤيا مىرساند كه عزيز از اظهار عقايد صوفيانه خويش در بيم بوده است . شايد به همين ملاحظه هم بوده كه در اغلب جاها مىگويد كه من عقايد ديگران را بدون دخل و تصرف نقل مىكنم . يكى از دلايلى كه آثار نسفى را خواندنى مىكند ، همين است كه او تصوف را در معركه برخورد آراء و عقايد زمان خود مدافع است و آن هم تصوف سنتى و علمى را و به همين جهت است كه نسفى از طرف علماى شيعه در زمان‌هاى بعدتر نيز تكفير مىشود . صوفيان بعد از وى نيز چندان دفاعى از او نمىكنند و از نظر تذكره‌نويسان نيز به فراموشى سپرده مىشود تا به حدى كه مآخذ راجع به شرح احوال او بسيار كم و عمدتا به شكل رونويسى و نقل قول است . تا آنجا كه نگارنده اطلاع دارد ، در قرن 14 آقا رضا حضور على برادر صفى على شاه رساله كنز المعارف را در شرح اصطلاحات شيخ عزيز نسفى سروده است . « 2 » شرح مختصرى در اوضاع و احوال زمانه نسفى به شناخت بيشتر آن حضرت يارى و مدد مىرساند . زمانه او از دوران‌هاى پرآشوب اين مملكت است . سلطان محمد خوارزمشاه كه در سر سوداى فتح چين مىپروريد با رفتارى نابخردانه آنچه را كه داشت به تاتاران واگذاشت - نايافته دم دو گوش گم كرد - رشادت‌هاى جلال الدين منكبرنى - جانشين سلطان محمد - نيز كارساز نشد . قوم تاتار تمامى ماوراءالنّهر و خراسان را عرصه تاخت‌وتاز خود قرار داد . در سال 651 هلاكو مأمور تكميل فتوحات مغول مىشود . اختلافات مذهبى موجب تسهيل انجام اين مأموريت مىشود . بررسى احوال مشاورين هلاكو مثل مؤيد الدين بن العلقمى وزير مستعصم خليفه عباسى و خواجه نصير طوسى و برادران جوينى و امير سيف الدين خوارزمى مؤيد اين نظر مىتواند بود . اين حكومت تا اواسط قرن هشتم ادامه مىيابد و سپس حكومتچه‌هايى اين سو و آن‌سو پيدا مىشوند و صد البته همه در معارضه با هم ، مثل اتابكان ، قراختائيان آل اينجو ، آل مظفر ، آل جلاير ، طغا تيموريان ، چوپانيان و سربداران . از اختصاصات اين دورهء آشفته بازار سياسى اين است كه افراد كمتر تكفير مىشوند و آزادى بيان و گفتار در ابراز اعتقادات وجود دارد . چه ، « چنگيز متقلد هيچ دين و تابع هيچ ملت نبود ، از تعصب و رجحان ملتى و تفضيل بعضى بر بعضى مجتنب بودست ، بلك علما و زهاد هر طايفه را

--> ( 1 ) . كشف الحقائق ، عزيز نسفى ، ص 4 . ( 2 ) . طرايق الحقائق ، نايب الصدر ، ج 3 ، ص 453 .