جلال الدين الرومي

45

فيه ما فيه ( فارسى )

فصل سؤال كرد 77 كه از نماز فاضل‌تر چه باشد ؟ يك جواب آنك گفتيم جان نماز به از نماز ، مع تقريره . جواب دوّم كه ايمان به از نمازست زيرا نماز پنج وقت فريضه است و ايمان پيوسته « 1 » . و نماز به عذرى ساقط شود و رخصت تأخير باشد . و تفضيلى ديگر هست ايمان را بر نماز كه ايمان « 2 » به هيچ عذرى ساقط نشود و رخصت تأخير نباشد و ايمان بىنماز منفعت كند و نماز بىايمان منفعت نكند ، همچون « 3 » نماز منافقان . و نماز در هر دينى نوع ديگرست و ايمان به هيچ دينى تبدّل نگيرد « 4 » احوال او و قبله او و غيره متبدّل نگردد . و فرق‌هاى ديگر هست به قدر جذب مستمع ظاهر شود « 5 » 78 . مستمع همچون آردست پيش خميركننده ، كلام همچون آب است در آرد آن قدر آب ريزد « 6 » كه صلاح اوست . شعر « 7 » چشمم به دگر كس نگرد من چه كنم * از خود گله كن كه روشناييش تويى چشمم به دگر كس نگرد يعنى مستمع ديگر جويد 79 . جز تو من چه كنم روشناييش تويى بدين سبب كه تو با تويى از خود نرهيده‌اى تا روشناييت صد هزار تو بودى . حكايت « 8 » : شخصى بود سخت لاغر و ضعيف و حقير همچون عصفورى ، سخت حقير در نظرها چنانك صورت‌هاى « 9 » حقير او را حقير نظر كردندى و خدا را شكر كردندى اگرچه پيش از ديدن او متشكّى بودندى از حقارت صورت خويش . و با اين همه درشت گفتى و لاف‌هاى زفت زدى و در ديوان « 10 » ملك بودى « 11 » و وزير را آن درد كردى

--> ( 1 ) . ح : پيوسته فريضه است ( 2 ) . اصل : و ايمان ( 3 ) . ح : همچو ( 4 ) . ح : متبدّل نگردد ( 5 ) . ح : افزوده ، وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ ( 6 ) . ح : ريزند ( 7 ) . بيت ( 8 ) . ح : افزوده ، چنانك ( 9 ) . اصل : صورت‌ها ( 10 ) . ح : در ديوان ( بدون واو ) ( 11 ) . ح : ملك بر روى وزير